خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

منابع حکمت اشراق

عرفان و تصوف

یکی از وجوه اساسی تمایز حکمت اشراق از حکمت مشاء رابطه ماهوی آن با نور و مسایل و حقایق عرفانی است. ذوالنون مصری، سهل بن عبدالله تستری، ابو یزید بسطامی، حسین بن منصور حلاج و ابوسعید ابی‌الخیر ازجمله عارفانی هستند که سهروردی از آن‌ها تأثیر پذیرفته‌ است.

 

 

قرآن و حدیث

در رسائل سهروردی، عقل در مقابل وحی نیست بلکه در طول وحی است. حملات غزالی بر فلسفه مشاء در کتاب‌های (تهافت الفلاسفه) و (المنقذ من الضلال) ضرباتی کاری بر پیکره جریان فلسفی در جهان اسلام وارد کرد. یکی از آثار این حملات ایجاد بدبینی و ذهنیت منفی فزاینده نسبت به فلسفه در میان دینداران بود زیرا بسیاری از آنان فلسفه را اندیشه و تفکری بیگانه می‌دانستند. این نگرش زمانی تقویت می‌شد که با مراجعه به آثار فلسفی مشائی در آن زمان، در آن‌ها اثر چندانی از آیات قرآن و حدیث که دو منبع اساسی معرفت دینی هستند، نمی‌دیدند. با توجه به این مسأله، سهروردی برای حمایت از فلسفه، رسالتی را آغاز کرد که طی آن کوشید تا میان فلسفه و عرفان و قرآن تا سرحد توان هماهنگی ایجاد کند و اگر پس از وی صدرالمتالهین سخن از (اتحاد قرآن و عرفان و برهان) به میان می‌آورد، به‌واقع می‌توان طراح و معمار اصلی این اندیشه را شیخ اشراق دانست.

به‌گفته محقق بزرگ فرانسوی علامه نیکلسون، آیات قرآنی مانند «الله نور السموات و الارض» از منابعی است که تأثیر ویژه در فلسفه و عرفان داشته ‌است. بدون شک سهروردی در بحث نورشناسی که محوری‌ترین بحث فلسفه اوست از آیات سوره نور تأثیر پذیرفته ‌است: «و اشرقت الارض بنور ربّها». هرچه زنده‌ است به ذات خویش، مجرد است و هر نور مجردی زنده ‌است به ذات خود؛ و حق اول نورالانوار است زیرا که خود اعطاکننده حیات و بخشنده نور است. ظاهر است به ذات خود و نمودارکننده و آفریننده جهان وجود است که فرمود: «الله نور السّموات و الارض» نوریت همه انوار ساریه فیض نور اوست.

 

 

شیخ اشراق همچنین در بحث مثل افلاطونی از آیات و روایاتی که درباره فرشتگان و نقش آنان در نظام آفرینش آمده بهره گرفته ‌است. سهروردی با استناد به آیه شریفه «الحق من ربک» حقیقت را امری واحد شمرده و آن را منسوب به خداوندی واحد می‌داند: (حقیقت، خورشید واحدی است که به جهت کثرت مظاهرش تکثر نمی‌یابد. شهر واحدی است که باب‌های کثیری دارد و راه‌های فراوان به آن منتهی است). شیخ شهید در اثبات تجرد نفس به آیات قرآن استناد می‌کند: و دلیل براینکه نفس، در عالم اجسام نیست و جسم و جسمانی نیست، از کتاب و سنت است. و اما آیات: «در جایگاه صدق، نزد فرمانروای قدرتمند.» و این، دلیل است بر آنکه نفس، جسم و جسمانی نیست، چراکه درباره اجسام، این‌چنین صفاتی تصور نمی‌شود.

 

حکمت الهی یونان

سهرودی برخلاف فیلسوفان پیشین که تنها به ارسطو توجه ویژه‌ای داشتند شیفته فیثاغورث و امپدکلوس و به‌ویژه افلاطون بود، تا حدی که افلاطون را پیشوای حکمای اشراق می‌داند.

 

حکمت مشاء

بدون شک این حکمت مشائی بود که مقدمه اشراق شده ‌است. سهروردی با گردآوری آثار مشائین به‌خصوص ابن سینا توانست این‌گونه از آرا مشاء را در حکمت اشراق استفاده کند.

 

 

حکمت ایران باستان

شیخ اشراق دلبستگی خاصی به حکمای فارس از قبیل جاماسف (جاماسب)، فرشاوشتر، زردشت و بوذرجمهر داشته‌ است. در رساله کلمه التصوف، خود را احیاگر اندیشه نوری حکمای فارس می‌شمارد: در میان فارسی‌زبانان، گروهی بودند که به‌حق هدایت می‌کردند و به آن عدالت می‌ورزیدند؛ حکیمان و دانشورانی که هیچ شباهتی با مجوس نداشتند. ما در کتاب حکمه الاشراق خود حکمت نوریه آن‌ها را احیا کردیم و هیچ‌کس همانند من چنین کاری را نکرده‌است.

 

منبع: ويكى‌پديا

 


موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، علمی
[ دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۳ ] [ 10:53 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.