خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی


آغاز سال تحصیلی، شروع شیطانی‌های بی‌وقفه را نوید می‌داد. تمام نه ماه سال فقط به بازی و شیطنت می‌گذشت. وقتی زمان امتحانات فرامی‌ررسید غصه تمام وجودم رو پر می‌کرد. چون بعدش تعطیلات بود، دوربودن از دوست‌هام، توی خونه نشستن و بی‌حوصلگی‌های خاص خودش. اون‌وقت‌ها هم که زمان به‌قدری کند می‌گذشت که نگو، تابستون هم خیال نداشت تموم بشه. انگار یک سال می‌کشید. آخرین ماه فصل بهار رو با خوندن درس و امتحان دادن از دست می‌دادم. هر بار تصمیم می‌گرفتم که وقتی مدرسه‌ها باز شد، درس هر روز رو همون شب بخونم. بخشی رو به بازی و زمانی رو هم به کمک به مادر اختصاص بدهم. اما باز اول مهر که میشد همان آش بود و همان کاسه. با اینکه خیلی باهوش بودم، اما درس نمی‌خوندم.



زمان امتحانات خودم رو می‌کشتم تا بتونم نمره قبولی آورده، تجدید نشم. آخرش هم با تک ماده و دو سه تا تجدیدی خرداد رو به پایان می‌رسوندم. کارم شده بود یک مثلث عشقی: من، بابا و تجدیدی‌ها. تمام تابستون رو مامان کمک می‌کرد تا یواشکی از بابا درس بخونم تا امتحان‌ها رو برم بدم و دعا‌دعا کنم که بتونم به کلاس‌ بالاتر وارد بشم. شب تا صبح بیدار می‌نشستم و درس می‌خوندم. شنیده بودم قهوه جلوی خواب رو می‌گیره. یه شب برداشتم یواشکی از مامان، یه لیوان قهوه درست کردم و خوردم. تا صبح درس خوندم. هیچوقت یادم نمیره. سر نماز صبح تمام درس رو مرور کردم توی قنوت فرمول‌های ریاضی رو حل می‌کردم. سر جلسه امتحان هی دیدم یه جوری میشم. سرم گیج میره و چشم‌هام سیاهی می‌افته. به هر مشقتی بود پلی‌کپی رو حل کردم و دیگه هیچ چیزی نفهمیدم.

بعدها برام گفتند که بیهوش شدی. معلم‌ها هول کردند ریختند سرت و با خاک‌انداز جمعت کردند. هیچ‌کس نمی‌دونست چه اتفاقی افتاده ولی ظاهرا به بیمارستان نکشیدم و توی همون اتاق بهداشت مدرسه بهم رسیدگی کرده بودند تا حالم خوب بشه. خوشبختانه تا امتحان بعدی یک روز فاصله بود و من تونستم تا حدودی استراحت کنم. این‌جوری تابستون رو هم از دست می‌دادم اما اول مهر که میشد با این‌همه سختی که کشیده بودم باز هم مثل سنوات گذشته، شروع می‌کردم به شیطونی توی مدرسه. اگر بخواهم به خوشی از بهترین سال‌های زندگیم، صحبت کنم، همان دوران تحصیلمه که با اینکه سختی هم داشت اما تعریف از اون زمان غیرقابل‌وصف.













موضوعات مرتبط: دل‌نوشته
[ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹ ] [ 11:0 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.