|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
مادربزرگم سر هر کاری که مینشست، اینقدر اون رو قشنگ انجام میداد که بیاختیار، مینشستم و خیره خیره نگاهش میکردم. از قرآن خوندنش گرفته تا پاک کردن سبزی و بنشن و دوخت و دوز، ... . یه جوری با طمانینه خاصی کار میکرد و حرکت دستهاش به قدری جالب بود که نظرم رو به خودش جلب میکرد. مثلا وقتی میخواست خیاطی کنه، همچین که انگشتانهاش رو میزد به انگشت میانیش، من حاضر میشدم به تماشاش. محال بود بدون انگشتانه، چیزی بدوزه. اینقدر جالب، پنجههاش رو حرکت میداد که امکان نداشت سوزن یا انگشتانه از دستش بیفته. بارها و بارها، امتحان کردم، دیدم اصلا نمیتونم ادامه بدم، حتی یک کوک کوچک. به نوبت هر کدوم از نوک انگشتانم رها شده و کار مختل میشد. هیچوقت یاد نگرفتم. به کرات انتهای سوزن، به دستم فرومیرفت و زخم میشد اما انگشتانه در دستم ثابت نمیموند. یک بار وقتی خواهرش به خانه ما آمد، با هم نشستند به دوخت و دوز. دیدم که او هم مانند مادربزرگم به همان زیبایی و مهارت با این وسیله خیاطی میکند. اصلا انگار هیچ چیز در دستش نیست. وسیلهای بسیار کارآمد در خیاطی، که از اهمیت زیادی برخورداره.
مجسمه 9 فوتی انگشتانه در تورنتوی کانادا
بنا به گفته ویکیپدیا: انگشتانه که با نامهای انگشتدانه یا انگشتدونه هم شناخته میشود ابزاری برای خیاطی است از جنس فلز و سخت که آن را نوک انگشت گذاشته تا مانع فرورفتن سوزن حین خیاطی به انگشت شود. انگشتانه قدمتی زیاد بین خیاطهای ایران دارد بهطوریکه تمام خیاطها انگشتانه را به خوبی میشناسند و حداقل یکبار از آن استفاده کرده یا آن را دیدهاند. نخستین انگشتانههای آمریکایی از استخوان نهنگ ساخته شدند که مزین به طرحهای مینیاتوری و غالبا تذهیبشده بودند که مجموعههای باارزشی تلقی میگردند و تعداد قابلتوجهی از آنها در موزه نیوانگلند به نمایش گذاشته شده است. در طول جنگ جهانی اول و در کشور انگلستان نیز از کسانی که چیزی برای بخشیدن و کمک به ارتش نداشتند، انگشتانههای نقرهای توسط دولت بریتانیا پذیرفته و سپس برای تهیه تجهیزات طبی و بیمارستانی ذوب میگردیدند. در دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ نیز نوعی از انگشتانههای شیشهای متداول گردید که بیشتر، جنبه تبلیغاتی داشتند. گذاشتن انگشتانههای ساختهشده از چوب صندل در میان البسه و پارچهها در قدیم، یکی از متداولترین و رایجترین شگردها برای دور نگهداشتن حشراتی همچون بیدها بود. انگشتانه همچنین در ادوار مختلف به عنوان توتم و نشانهای از دلبستگی و علاقه در فرهنگ عامه کاربرد داشته است. یکی از خرافات مرسوم در قدیم و در رابطه با انگشتانه این بود که ادعا میشد اگر کسی ۳ انگشتانه به شما بدهد، هرگز ازدواج نخواهید کرد.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، خاطره، هنری [ شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲ ] [ 20:29 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||