|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
در مکالمات معمول مردم درباره سیر زندگیشون، اغلب از بیوفایی و نامرادی دنیا یا شانس گفته میشه که درواقع، نتیجهی سرمایهگذاری روی دیگران به جای خوده. عمر، به عنوان بزرگترین و بیبازگشتترین سرمایه هر فرد، وقتی فقط صرف بقیه بشه، سطحی از توقعات رو تولید میکنه که میشه گفت با درصد بالایی، همیشه بیجواب میمونه. اگر آدمی، تکلیفش با خودش معلوم باشه و به این باور برسه که قرار نیست توی این جهان لزوما با کسی که تمام و کمال درکش کنه (از فامیل و همسر گرفته تا دوست یا حتی غریبهها)، برخورد داشته باشه؛ اونوقت نه در وادی انتظاراتِ زیاد از دیگران میافته، نه در دیدگاه بقیه، توقعات بزرگی نسبت به خودش القا میکنه. پس با یه ذهن صاف و خالی از هر چشمداشت و نیازی، به دنیا نگاه میکنه؛ مثل تماشا کردن یک فیلم زیبا یا زشت. اونقدر از درون، شبیه دریا وسیع و چون کوه محکمه که از هیچ چیز به تلاطم درنمیاد و ناتوان نمیشه. آنچنان روحش رو بالا میبره که حتی کوچکترین گزندی بهش نمیرسه و فقط دنبال اینه که نقشش رو در مسیر افسانه شخصیِ خودش، به بهترین شکل ایفا کنه.
وقتی تغییر در روش تعامل با جنس مخالف باشه، کار مشکلتر میشه. اگر در این راستا موفقیتی حاصل شود، باید امیدوار بود که مسیر در زندگی مشترک، بهدرستی مشخص شده و در پایان، شادکامی برای هر دو طرف، برابر و عادلانه به دست میآید. درغیراینصورت، یا به جدایی یا به تحملی زجرآور منتهی میشود. متاسفانه اکثر مردم فکر میکنند که با قراردادن مهریهای بالا یا هر شرط پیچیدهای، میتوانند همیشه پیروز این میدان باشند، درحالیکه، تجربه نشان داده اینگونه نیست، بلکه این ابزار، فقط مثل پتکی است که در بزنگاههای مختلف، برای یک بازی تلخ با روان فرد مقابل استفاده میشود و پرواضحست که در بلندمدت، عدم موفقیت را بههمراه دارد.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی، فرهنگی [ شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۳ ] [ 19:40 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||