|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
ذات و صفات در انسانها متفاوت است و در هر شخص به شكلى خود را نشان مىدهد. اين تنها خصيصهای است كه آدمها را از هم تميز مىدهد و حتى زمانیكه بخواهيم از كسى يادكنيم، محالست بگوييم آنكس كه زيبا بود يا زشت، بلكه بیشتر مىگوييم آن فرد چه انسان والایی بود يا برعكس. بگذريم، ... . من مىخواهم از "حق" بگويم. حقى كه اصولا گرفتنى است و نبايد انتظار داشت كه كسى به ما بدهد. براى داشتن آن، اول بايد از حقوق خود مثلا در یک جامعه باخبر بود و بعد از آن، بسته به شخصيت افراد و توانمندىهايشان آن حق گرفته و يا گاهى ضايع مىشود.
دراينباره ممكنست افراد به شكلهاى مختلفى رفتار كنند: -- آيا شما فردى هستيد كه از حق خود دفاع مىكنيد و آن را به قول معروف مىگيريد ولى حق ديگران را نمىدهيد و برايتان مهم هم نيست؟ -- آيا شما شخصى هستيد كه هم از حق خود دفاع كرده و هم حق ديگران را مىدهيد؟ -- آيا شما جزء افرادى هستيد كه نمىتوانيد حق خود را بگيريد، ولى حق ديگران را مىدهيد، نكند كه در حق او ظلمى كرده باشيد؟ اكثر افراد، مورد دوم را به خود اختصاص مىدهند ولى اينحالت اگر در آنها وجود داشت، اينهمه ظلم و بىعدالتى در دنيا صورت نمىگرفت از جامعه كوچک مثل خانه گرفته، تا جامعه بزرگتر مثل شهر يا كشور.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی [ جمعه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۳ ] [ 14:49 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||