|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
سلام، من مدتی تاخير داشتم. اما، امروز اتفاقی افتاد که به نظرم رسيد، حتما بايد بگويم و مرا متوجه وبلاگم کرد، که میتوانم بهوسيله آن حرفهايم را به همه برسانم. صبح امروز حال خوشی داشتم به اضافه اينکه دخترم هم کنارم بود و به دانشگاه نرفت. بعد از کارهای خانه، لحظهای تلويزيون را روشن کردم. در یک برنامه زنده، مجری، مسألهای را مطرح کرد که متاسف شدم. موضوع گفتگو با مهمان برنامه، در مورد ورزش و برنامهريزی برای خانمها، بهويژه خانمهای کارمند بود. با این ایده که چون این خانمها، فرصت زیادی ندارند، چه برسد به ورزش، پس بايد کاری کرد که آنها هم بتوانند در کنار کار و امور زندگی، کمی هم به خودشان برسند. اين موضوع میتوانست به برنامهای خوب برای همه زنان ايرانی در هر قشری تبديل شود. اما، مجری برنامه، پس از تعريف از خانمهای کارمند و فعال در جامعه، بهويژه کسانی که دو شيفت کار میکنند، رو کرد به خانمهای خانهدار و با لحنی بهظاهر مهربان، از بزرگترين مشغله زنان خانهدار، گفتگوهای تلفنی و خالهزنکی، بيکاریهای مفرط که به شرکت در کلاسهای مختلف يوگا، هنری، ورزشی و غيره منجر میشود، را عنوان کرد.
اين قضيه عامل يک دلگيری برای خانمهای خانهدار میشود. ای بسا دو يا چنددستگی بهوجود آمده در جامعه، در همين مسائل کوچک ريشه دارد که گاهی در بعضی خانوادهها به فاجعه بدل شده است. طبق دستورات دين، ما هرگز برای قدردانی از کسی، حق بیاحترامی به ديگری را نداريم. چراکه با پایین آوردن شأن ديگران، خودمان بالا نمیرویم. برای کسی که خود را مجری خوب و دارنده رتبه میداند، اين لحن گفتگو کاملا نامناسب است. او بايد قانونا، مراقب همه گفتار و کردار خود باشد و با کمال درايت و پختگی صحبت کند. بهويژه آنکه همراه با پيشرفت جامعه، تنها کلامی جوانپسند و بهروز است که عنصر عقل و ادب در آن گنجانده شده باشد. همه میدانيم که در هر قشری، خوب و بد وجود دارد. بنابراين، برای قضاوت در مورد هر قشری از آدمها نبايد "کلی" صحبت کرد. از طرفی، هرکس شايستگی قضاوت در مورد خوبی و بدی آدمها را ندارد. من زنانی را میشناسم که شاغل نيستند، ولی مانند يک فرد شاغل برای معاش خانواده تلاش میکنند، تا مثمر ثمر باشند. مثلا با قناعت کردن، چشموهمچشم نکردن، بهاندازه خرج کردن، کارهای خانه را به بيرون واگذار نکردن (مانند اتوشویی، واکس کفشها، خياطی و یادگیری امور هنری بدون آموزش از طريق شرکت در کلاسهای آموزشی)، انجام نظافت خانه بهطورر شخصی، آمادهسازی مواد اوليه غذایی در خانه بهجای خريد از بيرون (مثل سبزيجات)، تلاش برای تهيه غذاهای سنتی و خانگی بهمنظور سلامتی فرزندان، رسيدگی کامل به فرزندان از تحصيلات عاليه گرفته تا مسائل مذهبی و تربيتی ... خلاصه، خيلی کارهای ديگر که میتوان در خانه انجام داد و اگر هزينه آنها را در ماه حساب کنید، متوجه ارزش مادیشان میشوید، که ممکنست همارز با درآمد يک کارمند باشد. درحالیکه يک کارمند، بهدليل فعاليت خارج از خانه، فرصت انجام اين کارها را ندارد و ایبسا متحمل همين هزینهها شود. زيرا نه او يک روبات است و نه میتواند بيشتر از 12 ساعت روی پا بايستد. اگر هم اين کارها را انجام دهد در درازمدت، بهدليل کمبود وقت رهايش میکند. اما، يک خانم خانهدار میتواند تا 18 ساعت بهآرامی هرکاری را انجام دهم. گذشته از آن، هر زنی که به اين موارد آگاهی دارد، بهخوبی میداند که برعهده گرفتن مسئوليتهای خانه، بدون کمک گرفتن از شوهر، تا چه اندازه سخت و در ضمن ارزشمند است.
فراموش نکنيم، که مادران ما که نسل اولی هستند، همگی خانهدار بودند. چهبسا مادر همان خانم مجری و همه نويسندگان اين برنامه نيز مانند مادر من از گروه خانمهای خانهدارند، که همه ما موفقيتهايمان را مديون آنها هستيم. با سادگی و بدون ادعا، زيستند و به ما فقط خوب بودن و خوبی کردن را آموختند.
موضوعات مرتبط: اجتماعی، خاطره [ یکشنبه ۱۲ خرداد ۱۳۸۷ ] [ 19:24 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||