خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

وای از این افسردگان فریاد اهل درد کو

ناله مستانه دل‌های غم‌پرورد کو؟

ماه مهر آیین که میزد باده با رندان کجاست

باد مشکین‌دم که بوی عشق می‌آورد کو؟

در بیابان جنون سرگشته‌ام چون گرد باد

همرهی باید مرا مجنون صحراگرد کو؟

بعد مرگم می کشان گویند در میخانه‌ها

آن سیه‌مستی که خم‌ها را تهی می‌کرد کو؟

پیش امواج حوادث پایداری سهل نیست

مرد باید تا نیندیشد ز طوفان مرد کو؟

دردمندان را دلی چون شمع می‌باید رهی

گرنه این بی‌درد اشک گرم و آه سرد کو؟

 


موضوعات مرتبط: ادبی
[ سه شنبه ۲۰ مرداد ۱۳۹۴ ] [ 9:36 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.