|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
یَهدِی بهِ اللهُ مَنِ اتَّبَع رِضوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ وَ یُخرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ اِلیَ النُّورِ بِإذنِهِ وَ یَهدِیَهُم اِلی صِراطِ المُستَقِیمِ سوره مائده آیه 16 خداوند به برکت آن کسانی که از خشنودی خدا پيروی میکنند، به راههای سلامت هدايت میکند و به فرمان خود از تاريکیها به سوی روشنايیها میبرد و آنها را به سوی راه راست رهبری مینمايد.
با ديدن اين آيه به وجد آمدم. واقعا حقيقت داره؟ ای بابا! چی دارم ميگم از بس هيجانزده شدهام، نمیتوانم مغزم را جمعوجور کنم. آخه خداجون! يه خرده به ما که تو اين قرن و زمانه زندگی میکنيم، حق بديد. خود من سعی میکنم، اينچنين که شما میگيد، بشم. ولی قبول کنيد که کار ما خيلی سختتر از کسانی است که در زمان پيامبر و امامان زندگی میکردند. چون ما که آنها را نمیبینیم، پس اجرای اوامر شما برای ما بندههای شيرپاکخورده، یه خرده سختترست. آنها با حضور فيزيکی پيامبر و امامان نيرو گرفته، راهشان را به سوی تعالی باز میکردند، ولی ما چی؟ يکی مثل من که کارش هم درست و حسابی نباشه، چهبسا آنها را تکذيب هم بکنه. ولی نه، شوخی کردم. دوستت دارم تا آنجايیکه بتونم از گفتههايتان تبعيت میکنم. اميدوارم روزی که شما من رو پذيرفتيد، رضايتتان را جلب کرده باشم تا شما مرا با خوبان محشور کنيد. جایی میخوندم که: "ایمان یعنی اعتقاد به چیزهایی که نمیبینیم و پاداش این اعتقاد هم دیدن همان چیزهاست."
قُلْ هَلْ مِن شُرَکَآئِکُم مَّن یَهْدِى إِلَى الْحَقِّ قُلِ اللَّهُ یَهْدِى لِلْحَقِّ أَفَمَن یَهْدِى إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَن یُتَّبَعَ أَمَّن لَّا یَهِدِّى إِلَّآ أَن یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ سوره یونس آیه 35 بگو: آیا از معبودهایى که شما شریک خدا قرار دادهاید، کسى هست که به سوى حق، هدایت کند؟ بگو: (فقط) خداوند به حق هدایت مىکند. پس آیا کسى که به سوى حق هدایت مىکند براى پیروى شایستهتر است، یا کسى که خود هدایت نمىشود، مگر آنکه هدایتش کنند؟ شما را چه مىشود؟ چگونه حکم مىکنید؟!
در تفسیر نور برای این آیه آمده است: این آیه به نبوت، امامت و امر هدایت بشر اشاره مىکند. هدایت دو نوع است: یکى نشاندادن راه، دیگرى رساندن به مقصد و مقصود. نوع اول، کار انبیاء است، «جعلناهم ائمّةً یهدون بأمرنا» اما هدایت بهمعناى دوم، خاص خداوند است. «انّک لاتهدى من اَحبَبتَ ولکن اللَّه یهدى» «یهدى الى الحقّ» و«یهدى للحقّ»، هردو به یک معناست. طبق روایات متواتر از شیعه و اهل سنت، پیامبراکرم ص فرمودند: «الحقّ مع علىٍّ و علىٌّ مع الحقّ»، همواره حق با على ع است و على ع با حق است. ارشاد و هدایت، یکى از شئون خداوندى است. هدایت صحیح، به علم گسترده و مصون از خطا، قدرت، محبت و هدف نیازمند است. لذا جز خداوند و کسانى که او بهعنوان راهنما تعیین کرده، دیگران نمىتوانند هادى باشند. کسى شایسته پیروى است که به حق راهنمایى میکند. اصل نبوت، امامت و اطاعت از رهبر معصوم، یک اصل عقلى است.
در تفسیر المیزان برای این آیه آمده است: اين آيات حجتهایی است قاطع بر ربوبيت خدای تعالی و رسول گرامی خود را دستور میدهد كه اين حجتها را عليه مشركين اقامه نماید. اين حجتها سه حجت است كه از نظر دقت و متانت دارای ترتیباند: حجت اول از راهی اقامه شده كه وثنیها و بتپرستان آن را معتبر میدانستند، چون بتپرستان با پرستش بتها ارباب بتها را میپرستيدند، كه به عقيده آنان مدبر عالم كون بودند و هریک از آن ربهای گوناگون را بهخاطر تدبير خاصی كه آن رب دارد، میپرستيدند تا رضايت او را جلب نموده، از بركات مخصوصی كه آن رب داشت بهرهمند شده، از خشم و عقوبتش ايمن گردند، مثلا ساكنان لب درياها رب دريا را میپرستيدند و ساكنان كوهستانها رب كوهها را و ساكنان بيابانها رب بيابانها را، و همچنين اهل هر رشته از علوم و صناعات و اهل جنگ و غارت و هر طائفهای ديگر رب آنها را میپرستيدند كه تدبير آن رب با هدفی كه آنان از عبادت داشتند تناسب داشت، تا آن رب از پرستنده خود راضی شود و با رضايت خود بركاتش را بر او ارزانی داشته خشم و غضبش را از او باز دارد. حجتی كه عليه اين عقيده خرافی اقامه شده اين است كه تدبير عالم انسانی و ساير موجودات همهوهمه به دست خدای سبحان است، نه به دست غير او، و مشركين اعتراف دارند كه خالق كل عالم خدا است و بس. پس، بايد بپذيرند كه هم او مدبر كل عالم است، (و اوست كه هر چيزی را در جای خود آفريده، پس واجب است تنها او را يگانه در ربوبيت دانسته غير او را نپرستند).
موضوعات مرتبط: دلنوشته، مذهبی [ جمعه ۸ مرداد ۱۳۸۹ ] [ 13:34 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||