|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
زندگی علامه طباطبایی را میتوان به چهار دوره تقسیم کرد:
وی از دودمان سادات طباطبایی آذربایجان است و با سیدعلی قاضی و سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی خویشاوندی دارد. همسر علامه، منصوره روزبه خواهر رضا روزبه بود. در سال ۱۲۸۱ در تبریز متولد شد. در پنجسالگی مادر و در نهسالگی پدر خود را از دست داد. وصی پدر او و تنها برادرش علامه الهی را برای تحصیل به مکتب فرستاد. تحصیلات ابتدایی شامل قرآن و کتب ادبیات فارسی را از ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶ فراگرفت و سپس از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۴ به تحصیل علوم دینی پرداخت و به تعبیر خود «دروس متن در غیر فلسفه و عرفان» را به پایان رساند.
در قم علامه طباطبایی بعد از مدتی اقامت در تبریز تصمیم میگیرد به قم برود و بالاخره تصمیماش را در سال ۱۳۲۵ه.ق.، عملی میکند. فرزند علامه طباطبایی در این مورد میگوید: «همزمان با آغاز سال ۱۳۲۵هـ. ش وارد شهر قم شدیم ... در ابتدا به منزل یکی از بستگان که ساکن قم و مشغول تحصیل علوم دینی بود وارد شدیم، ولی بهزودی در کوچه یخچال قاضی در منزل یکی از روحانیان که هنوز هم در قید حیات است اتاق دو قسمتی، که با نصب پرده قابلتفکیک بود، اجاره کردیم، این دو اتاق قریب بیست متر مربع بود. طبقه زیر این اطاقها انبار آب شرب منزل بود، که درصورت لزوم بایستی از درب آن به داخل خم شده و ظرف آب شرب را پر کنیم. چون خانه فاقد آشپزخانه بود، پختوپز هم در داخل اطاق انجام میگرفت، درحالیکه مادر ما به دو مطبخ (آشپزخانه) ۲۴ مترمربعی و ۳۵ مترمربعی عادت کرده بود که در میهمانیهای بزرگ از آنها بهراحتی استفاده میکرد، پدر ما در شهر قم چند آشنای انگشتشمار داشت که یکی از آنها مرحوم آیتالله حجت بود. اولین رفتوآمد مرحوم علامه به منزل آقای حجت بود و کمکم با اطرافیان ایشان دوستی برقرار و رفتوآمد آغاز شد.»
علامه طباطبایی در ابتدای ورودش به قم به قاضی معروف بود، چون از سلسه سادات طباطبایی هم بود، خودش ترجیح داد به طباطبایی معروف شود. با ظاهری ساده؛ عمامهای کوچک از کرباس آبی رنگ و دگمههای باز قبا و بدون جوراب با لباس کمتر از معمول، در کوچههای قم تردد داشت و در ضمن خانه بسیار محقر و سادهای داشت.»
تدریس در قم برطبق نقل دینانی، پس از مدتی که بهاصرار برخی علما، مجلس درس روزانه اسفار او تعطیل شد، با اصرار طلاب، تدریس شفا را آغاز نمود. در این میان، وی به تشکیل کلاسهای شبانه اسفار پرداخت که هفتهای دو شب (شب پنجشنبه و جمعه) و بهصورت سیار در خانه شاگردان تشکیل میشد و تعداد معدودی (کمتر از ۱۰ تن) شاگرد ثابت در آن شرکت میکردند. حضور در این کلاسها بدون اجازه خود او مقدور نبود. دینانی معتقد است محتوای این کلاسها بیشتر درس خارج فلسفه بود.
سیدعلی قاضی، مهمترین استاد او و موثرترین شخص در تربیت روحی وی بود، بهطوریکه خود او گفته است: "ما هرچه داریم از قاضی داریم." همچنین بسیاری از روشنفکران در جلسات مباحثه از ایشان بهره گرفتند. از آن جمله میتوان به جلسات مباحثه با پرفسور هانری کربن اشاره کرد، که دکتر سیدحسین نصر و بسیاری دیگر در آن حضور داشتند و یا جلساتی که در تهران برگزار میشد و افرادی نظیر داریوش شایگان در آن حاضر بودند. علامه طباطبایی خود درباره این مذاکرات میگوید: بنا به گفته کربن تاکنون مستشرقین، اطلاعات مربوط به اسلام را از اهل تسنن اخذ میکردند و درنتیجه، حقیقت مذهب تشیع آنگونه که شایسته است، به دنیای غرب معرفی نشده است. برخلاف باور مستشرقین گذشته، اعتقاد من این است که تشیع یک مذهب حقیقی و اصیل و پابرجاست و دارای مشخصات یک مذهب حقیقی است و غیر از آن است که به غرب معرفی کردهاند. آنچه پس از پژوهشهای علمی بدان رسیدهام، اینست که به حقایق معنویت اسلام از دریچه شیعه، که نسبت به این آیین، واقعبینی دارد باید نگاه کرد. ازاینرو کوشیدهام این مذهب را بهنحوی که باید و درخور واقعیت آن است، به جهان غرب معرفی کنم. بسیار علاقهمندم که با رجال علمی و مشاهیر این مذهب از نزدیک تماس بگیرم و با طرز فکر آنان آشنا شوم و در بررسی اصول و مبانی شیعه، از این بزرگان کمک گرفته و نسبت به هدف خود روشنتر شوم.
تقدیم به خودم
کتاب: تفسیر المیزان نویسنده: علامه سیدمحمدحسین طباطبایی
این کتاب، بهحق در نوع خود، كمنظیر و مایه مباهات و افتخار شیعه است و پس از تفسیر تبیان شیخ طوسى و تفسیر مجمع البیان طبرسى، بزرگترین و جامعترین تفسیر شیعى و از نظر قوت مطالب علمى و مطلوبیت روش، تفسیر منحصربهفردى است. ویژگى مهم این تفسیر، روش تفسیرى قرآن به قرآن است. این روش در كار ایشان، تنها به دركنارهمگذاشتن آیات، براى درک معانى واژه خلاصه نمىشود، بلكه موضوعات مشابه و مشترک در سورههاى مختلف را كنار یكدیگر قرار مىدهد و براى درک پیام آیه، از آیات دیگر کمک مىگیرد. علامه در آغاز تفسیر، مقدمهاى نگاشته و در آن نگاهى اجمالى به سیر تطور تفسیر و روشهاى آن دارد. یكى از ابعاد چشمگیر المیزان، جامعهگرایى تفسیر است كه بىگمان این خصیصه برخاسته از اندیشه و گرایشهاى اجتماعى مؤلف آن است. از مسائل بارز در تفسیر المیزان، توجه به شبهات و اشكالات مخالفان و نقدوبررسى آنها است. گرچه شبهات كلامى اشاعره و معتزله و مرجئه و دیگر فرقههاى مذهبى اسلام، موردتوجه علامه بوده است، اما عنایت اساسى وى به شبهات مادىگرایان و مستشرقان و پاسخ به آنها بوده است. از جنبههاى اساسى دیگر این تفسیر، مىتوان به تلاش مفسر براى انطباق دین با تحولات زمان و عنایت به بحثهاى علمى و فلسفى و كلامى اشاره كرد.
منبع: ويكىپديا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی، علمی [ چهارشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۶ ] [ 11:45 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||