|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
به مناسبت روز بزرگداشت شیخ مفید مُحمّد بن مُحمّد بن نَعمان ملقب به شیخ مُفید و معروف به ابن المعلّم، فقیه و متکلم و از علمای برجسته شیعه سده ۵ ه.ق. بود. در ذیقعده سال ۳۳۶ ه.ق. در نزدیکی بغداد متولد شد. وی استاد شیخ طوسی و سید مرتضی علمالهدی بود. او فقیه و کلامی شیعی که بیشتر در علم کلام تبحر داشت و مکتب کلامی شیعه در عصر او به اوج کمال رسید. در مناظرات دینی مهارت خاصی داشت و مناظراتش با قاضی عبدالجبار رئیس فرقه معتزله بغداد و قاضی ابوبکر باقلانی رئیس اشاعره معروف بود. گفتهاند لقب «مفید» را علی بن عیسی معتزلی در عهد جوانی، در نتیجه مباحثه با وی به او داد. شیخ مفید در شب جمعه ۳ رمضان ۴۱۳ در بغداد، در سن ۷۵ سالگی درگذشت. هشتاد هزار تن از شیعیان او را تشییع کردند و سید مرتضی علمالهدی بر او نمازگزارد و در پائین پای جواد استادش ابن قولویه مدفون گردید.
معروفترین شاگردان شیخ مفید، عبارتاند از: سید مرتضی علم الهدی برادر سید رضی، سید رضی، شیخ طوسی، شیخ نجاشی، ابوالفتح کراجکی، ابویعلی جعفر بن سالار، مظفر بن علی حمدانی، امیر پرنیانی. بهطورخلاصه، مناظرات شیخ مفید و آزادی نسبی كه شیعه در زمان آل بویه یافتند، چندان هم پایدار نماند. زیرا بعد از عضدالدوله، حتی در زمان خود وی، بهواسطه درگیریهای شیعه و سنی چند بار شیخ مفید دستگیر و تبعید شد. از جمله به گفته ابن اثیر در سال 393 هـ كه بهاء الدوله دیلمی پسر عضدالدوله، الطائع لله خلیفه عباسی را از خلافت خلع كرد، بغداد سر به شورش برداشت. بهاء الدوله نیز سرلشكر خود را به بغداد فرستاد و او سنی و شیعه را از اظهار مذهب خود منع كرد، و شیخ مفید را تبعید نمود. باز ابن اثیر مینویسد: در سال 409 ه سلطان الدوله پسر بهاء الدوله، ابن سهلان را به حكومت بغداد منصوب داشت، و چون او وارد بغداد شد، ابوعبدالله بن نعمان فقیه شیعه را تبعید كرد. این تبعیدها و دستگیریها گاهی عمدی بود كه از ناحیه سلطان یا حكمران او انجام میگرفت، و زمانی بهخاطر فرونشاندن نزاع بین دو فرقه و جلوگیری از هجوم اكثریت سنی بر ضد اقلیت شیعه در محله "كرخ" بغداد - محل اقامت شیخ مفید - روی می داده است.
استادان وی محدث بزرگوار "حاج میرزا حسین نوری" در اثر گرانقدرش "خاتمه مستدرک الوسایل" پنجاه تن از استادان شیخ مفید را نام میبرد و در مقدمه چاپ جدید "بحارالانوار" این تعداد به 59 تن رسیده است. ممكن است بیش از اینها هم بودهاند. شیخ مفید در نزد اینان كه از شیعه و سنی و زیدی بودند علوم متداول عصر یعنی ادبیات عرب، قرائت، كلام، فقه، اصول، حدیث، تفسیر، رجال و غیره را فراگرفته است. معروفین آنها جعفربنمحمدقولویه قمی محمدبن علی بن بابویه قمی (شیخ صدوق)، ابوعبدالله صفوانی احمد بن محمد بن ولید قمی، ابوعبدالله مرزبانی، ابوجعفر محمد بن حسین بزوفری، ابوغالب زراری، ابن جنید اسكافی، ابوعلی صولی بصری، علی بن محمد رفاء، علی بن ابی الجیش بلخی و ابوعبدالله جعل هستند كه همگی از اعاظم فقها و متكلمین و محدثین و رجال نامی بودهاند.
شاگردان وی همچنین گروه بیشماری از دانشمندان كلیه مذاهب جزء شاگردان وی بودهاند، ولی متأسفانه جز 15 نفر آنها را كه درمقدمه "بحارالانوار" نام بردهاند، از بقیه اطلاع درستی نداریم. قبلا از علمای عامه نقل كردیم كه در مجلس وی از عموم مذاهب شركت مینمودند، و گروهی از دانشمندان محضرش برخاستند، ولی اینان چه كسانی بودهاند، بهدرستی معلوم نیست. سرآمد شاگردان شیخ مفید، علم الهدی سید مرتضی، برادر نابغهاش سید رضی، شیخ طوسی، ابوالعباس نجاشی، ابوالفتح كراجكی، دامادش ابویَعْلی محمدبن حسن بن حمزه جعفری، سالار بن عبد العزیز دیلمی معروف به "سَلاّر" و جعفربن محمد دوریستی بودهاند كه همگی از مفاخر علمای شیعه و استادان علوم و فنون اسلامی بهشماررفتهاند.
تألیفات شیخ مفید شیخ اجل مفید در سایه علوم سرشار و ذهن وقاّد و نبوغ كمنظیر و پشتكار زائد الوصفش كه همگی زبانزد خاص و عام بوده است. در كلیه فنون و علوم اسلامی تألیف و تصنیف دارد، و تقریبا از همه موضوعات علمی و دینی سخن به میان آورده و به تجزیه و تحلیل و نقض و ابرام و تخطئه و تصویب آنها پرداخته است. چنانكه از انبوه تألیفات پر ارزش او پیداست، اغلب آنها پاسخ سوالات گوناگون علمی بوده كه از شهرها و كشورهای اسلامی از وی نمودهاند، و رد عقاید و نظریات دانشمندان نامی عصر از فرقههای غیرشیعه بوده است. علامه متتبع بزرگوار و محدث عالی مقام خبیر حاج میرزا حسین نوری مینویسد: "كمتر در كتب علمای شیعه كه پس از وی آمدهاند یافت میشود كه از مسایل متعلق به امامت و ادله اثبات آن از كتاب و سنت از نظر درایت و روایت ولو با اشاره به آنها در كتابهای شیخ مفید مطلبی نباشد و ذلك فضل الله یؤتیه من یشاء." آثار قلمی آن نابغه نامی شیعه كه به گفته "ذهبی" دانشمند متعصب و معروف سنی "تصانیف بدیعه و كثیره" است، به نقل شاگرد نامدارش شیخ طوسی، نزدیک به دویست كتاب بزرگ و كوچک است. شیخ طوسی در كتاب "فهرست" بیست كتاب او را نام می برد، وی مینویسد: "از جمله كتابهای او كتاب مقنعه در فقه، كتاب اركان نیز در فقه، رسالهای در فقه كه برای فرزندش نوشته و كامل نیست، كتاب ارشاد، كتاب ایضاح در امامت، كتاب افصاح، كتاب نقض بر ابن عباد در امامت، كتاب نقض بر علی بن عیسی (رمانی) در امامت، كتاب نقض بر ابن قتیبه در حكایت و محكی، كتاب احكام اهل جمل، كتاب منیر در امامت، مسائل صاغانیه، مسائل جرجانیه، مسائل دینوریه، مسائل مازندرانیه، مسائل منثوره (پراكنده) قریب یكصد مسئله است، كتاب فصول از عیون و محاسن، كتاب احكام متعه و غیر اینها كه در فهرست كتب وی ثبت است. و نیز كتاب مسئله كافیه در ابطال توبه خاطئه، كتاب النصره لسید العتره فی احكام البغاه علیه بالبصره. ما تمام این كتابها را از وی استماع نمودیم. بعضی را با قرائت بر وی و برخی را كه بارها بر او میخواندند و او میشنید، شنیدهایم."
نجاشی شاگرد برازنده دیگر مفید كه رجال خود را بعد از فهرست شیخ نوشته است جمعا 175 كتاب شیخ مفید را نام میبرد. ابن شهر آشوب مازندرانی 52 كتاب او را نام میبرد و 15 كتاب اضافه بر ضبط شیخ و نجاشی دارد. بنابراین اسامی 190 كتاب شیخ مفید با ضبط این سه دانشمند صاحب نظر اقدم، به دست آمده است. علامه مجلسی نیز در مقدمه بحارالانوار چند كتاب دیگر را اضافه دارد. از میان انبوه كتابهای گرانمایه شیخ مفید پیشوای دانشمندان شیعه و بزرگترین دانشمند اسلام در نیمه دوم سده چهارم و اوائل سده سوم هجری که قسمتی از آنها را ملاحظه نمودید و بقیه را نیز در رجال نجاشی میتوانید ببینید، چند كتاب او تاكنون چاپ و منتشر شده است. این كتابها عبارتند از: عیون و محاسن، ارشاد، اختصاص، اوائل المقالات، مقنعه، امالی، افصاح المسائل العشره فی الغیبه و چند رساله دیگر در كتابی به نام "عدة رسائل الشیخ مفید".
اوضاع شیعیان پیش از شیخ مفید از زمان درگذشت پیغمبراكرم ص تا حدود سال 300 هجری، شیعیان وضع ناگوار و موقعیت تأثرآوری داشتند، زیرا شیعه از روز نخست در اقلیت بوده است. در دولت بنیامیه و بنیعباس نیز سعی میشد كه از نفوذ امامان جلوگیری بهعملآید و رابطه آنها با شیعیان قطع شود. بههمین جهت در سراسر ممالک اسلامی از آفریقا و اسپانیای آن روز گرفته، تا مصر و روم شرقی و سرحد چین كه همه در زیر نگین خلفای اموی و عباسی قرار داشت، شیعه در محدودیت بهسرمیبرد و تقریبا از هرگونه آزادی عمل و عقیده و ابراز وجود ممنوع بود.
وضع شیعیان در عصر شیخ مفید از اواسط قرن چهارم ه.ق. شیعیان به میزان قابلملاحظهای در كشورهای خاورمیانه از آن محدودیتها و آزادیكشیها بركنار ماندند. زیرا از یکطرف خلفای فاطمی كه شیعه اسماعیلی بودند در مصر دولت نیرومندی تشكیل داده و از ابهت و جلال دربار بغداد كاستند. ازطرفی، سیفالدوله حمدانی و امرای آن خاندان در شام حكومت میكردند و شیعه بودند، و از جانب دیگر در مشرق و جنوب شرقی و شمال ایران نیز غوریان و صفاریان و طاهریان و كمی قبل از آنها حكمرانان علوی مازندران، پرچم استقلال برافراشته و بر ضدخلفای عباسی قیام كردند، و از همه مهمتر ظهور دولت مقتدر آلبویه بود كه از شیعیان بااخلاص بهشمارمیآمدند. عضدالدوله دیلمی كه از سلاطین مقتدر این دودمان است، دامنه اقتدارش از سواحل دریای عمان تا شام و مصر گسترش یافته و در احترام و حمایت شیعیان كوشا و درواقع، خلافت بنیعباس در دست او بازیچهای بیش نبود. این علل و عوامل دست به هم داد و موجب گردید كه شیعیان از گوشهوكنار سربرآورند و با همتی شایانتوجه، به تشكیل جمعیتها و تأسیس حوزههای علمی و نشر معارف و حقایق اهلبیت عصمت دست یازند. مسافرتهای ثقةالاسلام كلینی و شیخ صدوق دو پیشوای بزرگ شیعه به بغداد و اقامت آنها در آن شهر، كه مركز خلافت و علمای عام بود و اهمیتی كه میان آنان كسب كردند، همه از آزادی نسبی و موقعیت آن عصر حكایت میكند. در عصر شیخ مفید كه خود، عرب بود، شیعیان از آزادی و احترام بیشتری برخوردار گردیدند. وجود فقیه عالیمقامی چون شیخ مفید در میان آنان اعتبار آنها را بالابرد و بیشازپیش، نزد دوست و دشمن بر احترام آنان افزود. شیخ مفید شیعیان را از پراكندگی نجات داد و اوضاع اسفبار آنها را سامان بخشید تاآنجاكه به اوج عزت رسیدند. شیخ مفید در محله "كرخ" بغداد كه مركز شیعیان بود میزیست، و مسجد معروف "براثا" در آن محله كه تاكنون هم، باقی و زیارتگاه شیعیان است، محل تدریس شیخ مفید بود.
مقبره شیخ مفید، در کاظمین
افول ستاره جامعه تشیع به روایت شیخ طوسی، مفید در سال 338 متولد گردید و دو شب مانده به آخرماه رمضان سال 413 وفات یافت. روز وفات او روزی بود كه از بسیاری مردم كه برای نمازگزاردن بر وی گرد آمده بودند و كثرت گریستن دوست و دشمن بر او، از آن بزرگتر دیده نشده است. شیخ مفید در پایین پای امام موسی بن جعفر و نوه عالیقدرش امام محمد تقی یعنی كاظمین علیهماالسلام جنب آرامگاه استادش جعفربن محمد قولویه قمی آرمیده است. گفتنی است كه فیلسوف نامی اسلام شیعه خواجه نصیرالدین طوسی نیز در كنار آنها و پایین پای آن دو امام همام مدفون می باشد. علائم قبور هر سه بزرگان نیز برای زائران معلوم است. سید مرتضی بزرگترین شاگرد مفید، و مهیار دیلمی شاعر برازنده عصر، فوت پیشوای علمای شیعه را مرثیه گفتند و مراثی آنها در دیوان هر دو كه چاپ شده موجود است.
مناظرات شیخ مفید با علمای بزرگ عامه شهر بغداد كه از مراكز مهم علمی عصر بهشمارمیرفت، در آن زمان مملو از فقها و متكلمان مذاهب مختلف بود. پیروان مذاهب اهل تسنن كه از نظر علم كلام، آنها را "معتزلی" و "اشعری" میگفتند، در مجامع عمومی و گاهی در حضور خلیفه مجلسها گرفته و هركس برای اثبات مرام خود حجتها میآورد و دلیلها اقامه میكرد. علمای شیعه كه تا آن روز به آن محافل راه نداشتند، با طلوع شیخ مفید در بغداد، نه تنها در مجامع آنها شركت مینمودند، بلكه "شیخ مفید" و "ابن معلم" یگانه عالم مبرّز و سخنوری بود كه با نیروی علم و بیان و منطق محكم خود در تمام موارد بر همگان غلبه مییافت. از خطیب بغدادی كه همعصر شیخ مفید بوده است، نقل شده كه گفته است: "او اگر میخواست، میتوانست ثابت كند كه ستون چوبی از طلاست"! علی بن عیسی رمانی و قاضی ابوبكر باقلانی قاضی القضاة بغداد، فاضل كتبی و ابوعمرو شطوی و ابوحامد اسفرائنی شافعی قاضی عبد الجبار معتزلی و غیرهم از دانشمندان بزرگی بودند كه اغلب اوقات، مفید با آنها در بحث امامت و اصول عقائد به گفتگو میپرداخت و آنها را ملزم و محكوم میساخت. داستان مناظرات آنها بسیار شیرین و خواندنی است. سید مرتضی كه بزرگترین شاگرد شیخ مفید است، آنها را در كتابی جمع نموده كه از جمله یک داستان آن را برای نمونه میآوریم. در كتاب "مجموعه ورّام" مینویسد: "مفید در اصل از "عكبرا" است، در ایام كودكی همراه پدرش به بغداد آمد و نزد ابوعبدالله معروف به "جعل" به تحصیل پرداخت. سپس به مجلس "ابویاسر" كه در دروازه خراسان تدریس میكرد، حضور یافت. چون ابو یاسر از عهده بحث و پرسشهای او درمانده شده او را به "علی بن عیسی رمّانی" كه از بزرگان علمای كلام بود ارجاع داد و گفت چرا به نزد او نمیروی تا از او استفاده كنی؟ مفید گفت او را نمیشناسم و كسی ندارم مرا به او معرفی كند. ابویاسر یكی از شاگردان خود را همراه او كرد و نزد رمانی فرستاد چون مجلس رمانی از فضلا و دانشمندان پر بود، مفید در صف آخر نشست و به تدریج كه مجلس خلوت شد نزدیکتر رفت. در آن اثناء مردی از اهل بصره آمد و از رمانی پرسید چه میفرمایید درباره حدیث غدیر (كه به عقیده شیعه پیغمبر اكرم ص امیرمؤمنان ع را جانشین بلافصل خود گردانید" و داستان غار (كه به اعتقاد اهل سنت دلیل بر خلافت ابوبكر است)؟ رمانی گفت داستان غار درایت ( یعنی امری مسلم و معقول) است و حدیث غدیر روایت و منقول است، و آنچه از درایت و امر مسلم استفاده میشود، از روایت مستفاد نمیگردد. مرد بصری سكوت كرد و برخاست و از مجلس بیرون رفت.
در این موقع مفید خود را به رمانی نزدیک گردانید و گفت: سوال دارم. رمانی گفت: بگو! شیخ مفید گفت: چه میفرمایید درباره كسی كه بر امام عادل خروج كند و با وی جنگ نماید؟ رمانی گفت: او كافر است، بعد گفت: نه فاسق است. شیخ مفید پرسید: راجع به امامت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام چه میگویید؟ رمانی گفت: او امام است. مفید گفت: درباره طلحه و زبیر (دو آتشافروز جنگ جمل بر ضد امیرالمؤمنین بودند) چه میفرمایید؟ رمانی گفت: آنها از این عمل توبه كردند. شیخ مفید گفت: جناب استاد! داستان جنگ جمل، درایت و امر مسلمی است و توبهكردن طلحه و زبیر روایت است! رمانی كه متوجه موضوع شد گفت: مگر موقعی كه آن مرد بصری از من سؤال كرد تو حاضر بودی؟ شیخ مفید گفت: آری. رمانی گفت: این سخن به جای آنچه من گفتم! اشكال تو وارد است! آنگاه پرسید: تو كیستی و نزد كدامیک از علمای این شهر درس میخوانی؟ مفید گفت: نزد شیخ ابوعبدالله جعل. رمانی گفت: بنشین تا من مراجعت كنم. سپس برخاست و به درون خانه رفت و پس از لحظهای برگشت و نامهای سربسته به وی داد گفت: این را به استاد خود بده. مفید نامه را آورد و به استادش تسلیم كرد. استاد نامه را گشود و شروع به قرائت آن كرد و طی مطالعه آن به خنده افتاد. پس از قرائت نامه گفت: رمانی ماجرایی را كه میان تو و او در مجلس وی روی داده نوشته و سفارش تو را نموده و تو را ملقب به "مفید" كرده است.
شیخ مفید در نظر دانشمندان شیعه شیخ الطایفه در "رجال" باب "كسانی كه از ائمه ع، روایت نكردهاند" در باب "محمّد" طبق معمول بهاختصار از استاد عالیقدرش شیخ مفید بدینگونه نام میبرد: "محمدبن محمد بن نعمان، دانشمندی بزرگ و موثق است." و در "فهرست" مینویسد: "محمد بن محمد بن نعمان ابوعبدالله مفید معروف به "ابن معلم" از متكلمان (علمای عقاید و مذاهب) طایفه امامیه است. در زمان او ریاست علمی و دینی شیعه به وی منتهی گشت. در علم فقه و كلام بر هركس مقدم، فكرش عالی، ذهنش دقیق، و دانشمندی حاضرجواب بود. نزدیک به دویست جلد كتاب بزرگ و كوچک دارد و فهرست كتابهایش مشهور است ..." نجاشی شاگرد نامی دیگرش در "رجال" پس از ذكر نام و نسب او تا "یعرب بن قحطان" جد نژاد عرب مینویسد: "استاد ما رضیالله عنه است. جایگاه والای او در فقه و كلام و روایت و وثاقت و دانش مشهورتر از آن است كه وصف شود." سپس مانند شیخ طوسی، كتابهای او را نام میبرد.
شهید قاضی نورالله شوشتری دانشمند عالیمقام و سخنگستر نامی، پس از ذكر نام آن بزرگمرد علم و دین در كتاب نفیس فارسی خود "مجالس المؤمنین" سخن مفصل خود پیرامون شخصیت او را بدینگونه آغاز میكند: "... افادت پناهی كه عقل مستفاد از قوت قدسیه او مستفید، و فكر فلکپیمای او با ملأاعلی در گفتوشنید بود. مجتهدی قدسی ضمیر، و متكلمی نحریر، شاهبازی تیزآهنگ، و بدیههپردازی فیروزچنگ، اشاعره از سطوت مناظره او در كنج اعتدال، و حال ارباب اعتزال از دهشت مباحثه او مانند ..." بهطورخلاصه، سایر دانشمندان رجالی و فقها و علمای ما هرجا به نام شیخ مفید یا گفتار او رسیدهاند، از وی بهعنوان سرآمد علمای عقاید و مذاهب اسلامی و متفكری برجسته، و مصنفی پركار و دانشمندی سخنور و ... و اوصافی از این قبیل یادكردهاند مانند: ابن داود در "رجال" ابن ادریس حلی در "مستطرفات سرائر"، علامه مجلسی، وحید بهبهانی، شیخ یوسف بحرانی، شیخ ابوعلی حائری صاحب "روضات الجنات" و دیگران.
شیخ مفید در نظر دانشمندان عامه شیخ مفید دانشمند ذوفنون وبلندآوازه ما در نظر علمای بزرگ عامه نیز بسیار بزرگ مینمود. این معنی از سخنان خوب و بد آنان بهخوبی پیداست. ابن ندیم كه از معاصران شیخ مفید بوده و مانند او در بغداد میزیسته در فهرست خود نوشته است: "ابن المعلم – ابوعبدالله" ریاست متكلمین شیعه در عصر ما به وی رسیده است. او در علم كلام (عقاید و مذاهب) به روش مذهب شیعه بر همهكس پیشی دارد. دانشمندی باهوش و بافراست است، از كتابهای او دریافتم كه دانشمندی عالیقدر است ..." و در جای دیگر مینویسد: "ابن المعلم - ابوعبدالله محمد بن محمدبن نعمان، ریاست وی بر اصحاب خود از شیعه امامیه در فقه و كلام و آثار، در زمان ما به وی منتهی گشته است. ولادت او در سال 338 هجری روی داده است."
ابن جوزی دانشمند مشهور كه او نیز همعصر شیخ مفید بوده در وقایع سال 413 هـ مینویسد: "محمدبن محمد بن نعمان ابوعبدالله معروف به ابن معلم، پیشوای شیعه امامیه و دانشمند آنها بود، و كتابها براساس مذهب آنان تصنیف كرده است. سیدمرتضی ازجمله شاگردان اوست. ابن معلم مجلس مناظرهای در خانهاش واقع در "درب ریاح" منعقد ساخته بود كه در آن عموم دانشمندان گردمیآمدند، او در نزد امرای اطراف كه متمایل به مذهب وی بودند، مقامی عامی داشت. در ماه رمضان امسال (413هـ) وفات یافت. سیدمرتضی او را مرثیه گفت ..."
شیخ عبدالله یافعی در "مرآت الجنان فی تاریخ مشاهیر الاعیان" ضمن وقایع سال (413هـ) و دانشمندانی كه در آن سال درگذشتهاند مینویسد: "دانشمند شیعه و پیشوای رافضه صاحب تصانیف بسیار، معروف به "مفید" و "ابن معلم" است. وی در كلام و فقه و جدل استاد فرزانه بود. او در دولت "آلبویه" با طرفداران هر مسلک و عقیدهای با جلالت و عظمت مناظره میكرد." ابن ابی طی میگوید: "وی از مستمندان دستگیری بسیار میكرد، فروتنی و خشوع وی زیاد، و نماز و روزهاش فراوان، و لباسش زبر بود." دیگری گفته است: "گاه بود كه عضدالدوله شیخ مفید را زیارت میكرد. مفید شیخی متوسط القامه، لاغراندام و گندمگون بود. هفتادوشش سال زندگی كرد. بیش از دویست كتاب تصنیف كرده است. ماجرای تشییع جنازه او مشهور است؛ زیرا هشتاد هزار نفر از رافضیان و شیعیان او را تشییع كردند. خدا اهل تسنن را از شر او آسوده گردانید! وفات او در ماه رمضان اتفاق افتاد."
ابن حجرعسقلانی در "لسان المیزان" از دانشمند عالیقدر ما بدینگونه یادمیكند: "دانشمند بزرگ رافضه (شیعه) ابوعبدالله بن معلم، صاحب تصانیف بدیع است كه دویست كتاب است. او بهخاطر عضدالدوله، قدرتی بزرگ داشت. هشتادهزار رافضی (شیعه) جنازه او را تشیع كردند. در سال 413 وفات یافت. خطیب بغدادی نوشته است: "مفید، كتابهای بسیاری در گمراهی شیعه! و دفاع از اعتقاد آنها و نكوهش از صحابه و تابعین و ائمه دین و مجتهدین نوشته است او با كتابها و نظریاتش بسیاری را گمراه ساخت! تا اینکه خداوند اهل تسنن را با مرگ وی آسوده گردانید."
ابن حجر میگوید: "مفید بسیار پارسا و فروتن و پاسدار علم بود. گروهی از دانشمندان از محضرش برخاستند، و در بزرگداشت مكتب تشیع جایگاهی عالی یافت، تا جاییکه گفتهاند او بر هر دانشمند بلندقدری منت دارد. پدرش در "واسط" معلم بود، و مفید در آنجا متولد گردید. بعضی هم گفتهاند در "عكبرا" متولد شده است". گویند عضدالدوله برای ملاقات او به خانهاش میرفت و هرگاه بیمار میشد به عیادتش میشتافت. شریف ابویعلی جعفری شوهر دختر شیخ مفید گفته است: "مفید جز اندكی از شب را نمیخوابید. سپس برمیخاست و به نماز میایستاد، یا مطالعه میكرد، یا مشغول تلاوت قرآن میگشت." سایر دانشمندان عامه مانند ابن عماد حنبلی در "شذرات الذهب" و ابن كثیر شامی در "البدایة و النهایه" در وقایع سال 413 ه. و دیگران از مفید، قریب به این مضامین سخن گفته و به مقتضای سرشت خود با نیكی و بدی از وی یادكردهاند.
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر [ یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳ ] [ 17:0 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||