|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
یکی از علاقهمندیهای بابا، رفتن به درایوین سینما بود. از همون بچگی هیچوقت فراموش نمیکنم؛ یک محیط کاملا دلنشین که آدم برای رفتن به اونجا مرتبا روزشماری کنه. اکثریت توی ماشینها مینشستند تا فیلم رو تماشا کنند و با بلندگوهایی که در زمین تعبیه شده بود و یا گوشیهایی که در اختیار قرار داده میشد، صدا را گوش میکردند، ولی بابا جلوی ماشین زیراندازش رو میانداخت و همونجا دراز میکشید. خوراکیها رو دورش میچید تا زمان تماشای فیلم، حسابی بهش خوش بگذره. هروقت میخواست بره، به آشناهاش هم خبر میداد. اونها هم سعی میکردند خودشون رو به بابا برسونند. اینجوری لدتش براشون دوچندان میشد. یک بار اتفاق عجیبی افتاد. خیلی تعریف میکرد، بههمین خاطر، حسابی در ذهنم جای گرفته. میگفت درایوین سینمای تهرانپارس در سال به دنیا آمدن تو، افتتاح شد. اما متاسفانه با ناراحتی زیاد نقل میکرد که یک بار که رفته بودیم، زمان شروع فیلم، من فکر میکردم تو توی ماشین پیش مامانتی و مامانت فکر میکرد، پهلوی منی. اما نگو تو بازیکنان، از ما دور و دورتر شدهای و برای خودت به سویی رفتهای. گویا چهار سالم بوده با لباس صورتی چینچین بامزهام، سرم رو انداخته پایین و کاملا دور شده بودم. ظاهرا، بالاخره نگهبان، متوجه تنها بودن من میشه. با یه خوراکی سرم رو گرم میکنه. بغلم میگیره، راه میافته ماشین به ماشین، به پرسوجو، تا بالاخره میرسه به بابا اینا. درحالیکه من انگارنهانگارم بوده، خدابیامرز، تا من رو بغل یه غریبه میبینه، قالب تهی میکنه. میگفت: "نفهمیدم چطوری بساط رو جمع کنم و از اون محل دور بشم. اون نگهبان از بس از همه پرسیده بوده و مردم، نگران شده بودند، هرکدوم با عصبانیت یه چیزی بهم میگفتند." من که هیچ یادم نمیاد کجا رفتم، چیکار کردم ولی ظاهرا بهخاطر گشتوگذاری که کرده بودم، حال خوبی داشتم. همیشه بابا، دعا به جون اون آقای نگهبان میکرد، چراکه اگر برای پیداشدن من وقت نگذاشته بود، معلوم نبود چه اتفاقی برام میافتاد. خاطرات درایوین سینما رفتنهای بابا و خوش گذشتنهای اون شبها رو هرگز فراموش نمیکنم.
* اولین سینمای اتومبیلرو در ایران، در سال ۱۳۳۹ در تپههای تهرانپارس افتتاح شد. در این نوع سینما که هنوز نمونههایی از آن در تعدادی از شهرهای جهان وجود دارد، تماشاگران با اتومبیل به آن وارد میشدند و درحالیکه در ماشین نشسته بودند فیلم را تماشا میکردند. گنجایش این سینما ۲۸۴ اتومبیل و بهای بلیت آن ۱۵۰ ریال بود. به هر اتومبیل یک گوشی یا بلندگوی مخصوص داده میشد که بینندگان به میل خود صدای آن را تنظیم میکردند. فیلمهای این سینما را سینما مولنروژ تأمین میکرد. * درایوین سینمای ونک، در سال ۱۳۴۸ در تهران افتتاح شد. این سینما در قطعه زمینی به مساحت ۱۴هزارمتر بر جاده ونک احداث شده بود و گنجایش ۲۳۶ اتومبیل را داشت. از مشخصات این درایوین سینما، وجود کانالهای هوای گرم بود که توسط لولههای مخصوص قابل انتقال به تمام اتومبیلها میرسید، بهطوریکه در تمام اوقات سال حتی در زمستان هم امکان تماشای فیلم وجود داشت. در قسمت پشتی درایوین سینما هم یک ساختمان چند طبقه شامل رستوران، سینما، تریا و دانسینگ و بخشهای منضم به آنها از قبیل آشپزخانه ،...، وجود داشت. در رستوران سینما یک دیوار شیشهای قطور و وسیع امکان تماشای فیلم را در حین غذا خوردن برای تماشاگران میسر میساخت. در این رستوران که تماما با مبلهای گران قیمت تزئین شده بود، تماشاچیان میتوانستند بهوسیله گوشیهای مخصوص و مجزا، صدای فیلم را به زبان فارسی یا انگلیسی بشنوند.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، خاطره [ سه شنبه ۹ مهر ۱۳۹۲ ] [ 20:52 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||