|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
زهی عشق زهی عشق که ماراست خدایا چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست خدایا چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید چه پنهان و چه پیداست خدایا زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه که جان را و جهان را بیاراست خدایا فتادیم فتادیم بدانسان که نخیزیم ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم چه بندست چه زنجیر که برپاست خدایا غریبیست غریبیست ز بالاست خدایا خموشید خموشید که تا فاش نگردید که اغیار گرفتهست چپ و راست خدایا
موضوعات مرتبط: ادبی [ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۷ ] [ 19:42 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||