خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

خورش کرفس؛ غذای محبوب شیما

تولدت مبارک




شیما، جزء اون بچه‌هایی بود که سر سفره ادا و اطوار درنمی‌آورد. هرچی می‌پختم می‌خورد. اما من از حالتش متوجه می‌شدم که از چه غذاهایی بیشتر خوشش میاد. اون‌ها رو سریع‌تر از معمول می‌خورد و بعضا می‌خواست که براش دوباره بکشم. خورش کرفس، جزء همون غذاها بود. اولین بار با تردید پختم، اما با تعجب دیدم که با چه ولعی می‌خوره. به‌مرور، خورش کرفس شد "غذای مورد علاقه شیما"، حتی خونه مادرم که می‌رفتیم هم اون‌ها براش این غذا رو بار می‌گذاشتند.



من هر سه مدلش رو درست می‌کردم: با سبزی قورمه، نعناع و جعفری، خود کرفس به‌تنهایی. البته بیشتر با نعناع و جعفری، چون هم برکتش بیشتر بود و هم مزه‌اش مثل قورمه‌سبزی نمی‌شد. وقتی گوشت با پیاز پخت، کرفس و سبزی آن (نعناع و جعفری که خرد کرده‌ایم) با نمک به گوشت اضافه می‌کنیم و دوباره می‌گذاریم بپزه. نیم‌ساعت قبل از کشیدن غذا، وقتی آبغوره رو به خورش اضافه می‌کنیم، اگر اندازه‌اش مناسب باشه، غذای خیلی لذیذی از آب درمیاد. کرفس هم چربی‌سوزه و هم برای دیابت بسیار مفیده.



موضوعات مرتبط: تغذیه
[ یکشنبه ۲۶ آذر ۱۳۹۱ ] [ 22:1 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.