|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
خلقوخوی خوش، صفت پسندیدهای است که هرکس از آن برخوردار باشد دنیا و آخرتش آباد است. غیر از اینکه فکر کنیم سیره پیامبران و امامان است و ما را به این روش سفارش کردهاند. اما تا چه حد هر شخص میتواند در اين راه موفق باشد؟ خوشاخلاق بودن خيلی حُسنها دارد، عیبها پوشیده میشود، خیلی از کارهای اشتباه، ندیده گرفته میشود، آدم مورد توجه واقع میشود، برای مشورت کردن در مسائل مختلف انتخاب میشود و ... . از قدیمیها شنیده بودم که اخلاق خوب، مار را از سوراخ بیرون میکشد اما با همه این احوال یک چیزی دستگیرم شده: یک سری آدمها هستند، که بسیار خندهرو و شادند و به این خصلت در بین مردم معروفند و زبانزد. اما، سیاستی در پشت چهرهشان است و گاهی بدون اختیار، لو میروند. بهطوریکه مبهوت میشوم. برعکس، افرادی را میشناسم که خیلی جدی و خشکند ولی آنچنان قلب رئوف و مهربانی دارند و سرشار از عاطفهاند که حتی به سن پیری هم رسیدهاند، اما کوچکترین ناراحتی از جانب آنها در دل کسی احساس نمیشود. گروه سوم، ملکه عطوفت و مهربانیاند و اصولا همین اخلاق آنهاست که بر چهرهشان هم اثر کرده و آنان را خوشخلق نشان میدهد. بدون اینکه بخواهند ظاهرفریبی کنند، خود به خدایی مهربانند. آیا متوجه شدهاید که جزء کدامیک از این افراد هستید؟ من که هنوز نفهمیدهام چه مدلی هستم.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی [ سه شنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۸ ] [ 22:17 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||