|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
سحر بلبل حکایت با صبا کرد از آن رنگ رخم خون در دل افتاد غلام همت آن نازنینم من از بیگانگان دیگر ننالم گر از سلطان طمع کردم خطا بود خوشش باد آن نسیم صبحگاهی نقاب گل کشید و زلف سنبل به هرسو بلبل عاشق در افغان بشارت بر به کوی میفروشان وفا از خواجگان شهر با من
موضوعات مرتبط: ادبی [ دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۰ ] [ 10:2 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||