|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| |||||
|
در ابتدا، سنائی طبق عادت آن زمان به دربار سلاطین روی آورد و به دستگاه غزنویان راه پیدا نمود. او در ابتدا به مداحی پرداخت تا اینکه یکباره شیدا شد و دست از جهان و جهانیان شست. سنائی جندسالی از دوران جوانی را در شهرهای بلخ و سرخس و هرات و نیشابور گذراند. میگویند در زمانی که در بلخ بود به کعبه رفت. بعد از اینکه از مکه بازگشت، مدتی در بلخ ماند. در سال ۵۱۸ ه.ق. به غزنین برگشت. یادگار پرارزش سفرهایش مقداری از قصاید وی است. بعد از بازگشت به غزنین، میگویند که خانهای نداشت و یکی از بزرگان غزنین به نام خواجه عمید احمد بن مسعود به او خانهای بخشید و سنائی تا پایان عمر در غزنین در عزلت بهسربرد و در این ایام مثنوی حدیقةالحقیقه را نوشت. نصایح و اندرزهای حکیم سنائی دلاویز و پرتنوع، شعرش روان و پرشور و خوش بیان، و خود او، در زمره پایهگذاران نخستین ادبیات منظوم عرفانی در زبان فارسی بهشمارآمده است (صفحه ۴۲، حافظنامه، شرح الفاظ، اعلام، مفاهیم کلیدی و ابیات دشوار حافظ.) او در مثنوی، غزل و قصیده توانائی خود را بهوضوح نشان داده است. سنائی دیوان مسعود سعد سلمان را، هنگامی که مسعود در اسارت بود، برای او تدوین کرد و با اهتمام سنائی، دیوان مسعود سعد همان زمان ثبت و پراکنده شد و این نیز از بزرگواری سنائی حکایت میکند.
آرامگاه سنائی غزنوی در غزنه مضامین عرفانی بسیاری از مفاهیم و مضامین بلند اخلاقی و عرفانی، برای نخستینبار، با سحر و سادگی سخن دلنشین، زلال، و ازجانبرخاسته حکیم سنائی به ادبیات کهن فارسی وارد شد. همین بذرهای اولیه سخنان روحانی و عرفانیست که سنائی پراکنده کرد، و عطار و مولانا و سعدی و حافظ و جز آنان، در طول بیشتر از سه قرن، آنها را به اوج پختگی، صلابت، روانی، و پر معنایی رسانیدند.
سنائی و مولانا معانی و الفاظ نوظهور عرفانی در شعر و سخن سنائی در اشعار و اندیشههای دیگر استادان سخن فارسی همچون مولانا تأثیر گذارده و در مواردی بازتاب مستقیم داشتهاند. مولانای بلخی، عطار نیشابوری و سنائی غزنوی را به منزله روح و چشم خود میدانست:
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: فرهنگی، مشاهیر، ادبی [ دوشنبه ۵ دی ۱۳۹۰ ] [ 21:53 ] [ مینا ]
|
|||||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | |||||