|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
طرح، معماری، شكوه و تزئينات جالب اين مجموعه و ايوانها و حوضخانهها و زيرزمينها و حياطهای گودال باغچه اين مجموعه، آن را در رديف يكی از ديدنیترين بناها قرار داده است و پيشبينی میشود با شروع بهرهبرداری از آن بهعنوان مهمانسرا بهصورت يكی از پرجاذبهترين اقامتگاههای گردشگری ايران موردتوجه ايرانگردان و جهانگردان قرار گيرد. در كنار صحرای مزار زواره و بر سر راه شهراب، تا پنجاه سال پيش ديوارهای بقعه خرابهای هنوز برپا بود كه آن را قبر منصور میخواندند و منصور را نخستين رئيس قبيله عامری میدانستند كه در قرون گذشته از عربستان به ايران آمده و در كنار كوير نمک كه دست به چراگاههای بيابانی داشت سكونت گزيده تا خيل و حشم قبيله از حيث مرتع در مضيغه نباشد. گفته میشود پس از آنكه امير تيموری گوركانی بر شام و يمن استيلا يافت، يكی از اميران گردنكش يمن را به نام امير منصور عامری با ايل و حشم به ايران كوچانيد. امير منصور برای امير تيمور خار سراهی بود. اما نمیخواست او را بكشد و چون ايل عامری دارای احشام و اغنام فراوان بودند امير تيمور اين طائفه را در مرز اصفهان و يزد يعنی حدود اردستان كه در آن زمان دارای جنگلهای طاق و بنه و بادام كوهی فراوان و چراگاههای خوبی بود اسكان داد و برای اينكه دلجوئی از آنان كرده باشد راهداری استان كرمان و خراسان را بهعهده سران قبيله عامری واگذار كرد.
ايل عامری به مناسبت شغل جديد خود در موطن تازه خود به نظم و طرق و حفظ كاروانيان پرداختند و دستههای كوچكی از آنان به جانب كرمان و خراسان كوچيدند و گروهی بهعنوان (شيبانی) در كاشان و ديگر نقاط اقامت گزيدند. ايل عامری نه تنها به طرف شرق و جنوب شرقی كوچيدند، بلكه دستهای از راه كوير كاشان به طرف سمنان رفته و آنجا را وطن خود قرار دادند. يعنی به مناسبت پيشه حشمداری مخصوصا نگهداری شتر در اطراف كوير سكونت اختيار میكردهاند. ايل عامری تا مدتها مركزيت خود را حفظ كرده و به كلانتر و رئيس ايل وفادار مانده و هركجا كه بودهاند، ماليات و عشور و ديون ديوانی را بهوسيله كلانتر عامری كه در اردستان سكونت داشته به خزانه شاهی میپرداختهاند. اما برجستهترين مرد قبيله امير منصور عامری شخصی است بنام امير اسمعيل عرب عامری. پس از آنكه كريم خان زند قسمتی از ايران را تحت فرمان و نفوذ درآورد آقامحمدخان را محترمانه تحتنظر قرار گرفت و امير اسمعيل عرب عامری اردستانی همپالكی او بود و بعد از آنكه وكيل الرعايا مـرد آقامحمدخان و امير عامری با هم از شكارگاه فرار كردند و به سمت اصفهان آمدند و در مهيار اصفهان اين دو زندانی با قول و قرارهایی از هم جدا شدند و با جمعآوری سپاه عليه خاندان زند به فعاليت پرداختند. با قتل خان زند كار حكومت خان قاجار یکسره شد و امير عامری چند بار به آقامحمدخان مراجعه و خواستار ايالت و شركت در حكومت شد.
اما، خان قاجار جوابی به امير عامری نداد و او رنجيدهخاطر به قبيله خود بازگشت و با عمو زادگانش محمد حسنخان حكومت طبس و محمد حسين خان حكومت اردستان مشغول تهيه قـوا و جمعآوری سلاح و پول میشود و به جنگ جعفر قليخان در يزد میرود و پس از شكست او به جانب اصفهان رفته ولی در آنجا شكست میخورد و به جانب بيابانک و طبس عقبنشينی مینمايد و در اين جنگ محمدحسين خان پسرعموی اسمعيل عرب عامری به دست سربازان قاجار دستگير و سر او را به تهران میبرند ( و قدرت و نفوذ او در منطقه بلوک سفلی اردستان و جندق و بيابانک فوقالعاده ضعيف میشود و محمدعلیخان و شمشيرخان فرزندان او تنها به پاس مؤثر خانوادگی خود سربلند و عزيز بودهاند.) و امير عامری پس از اين شكست در یکی از دهات بخش خور به نام ارديب اتراق میكند و آنجا را به شكل دژی مستحكم میسازد و ديواری به قطر 3 متر دورتادور اين قريه میكشد كه آثار آن تا سال 1335 باقی بود ولی امروز نشانههای كمی از آن باقیست. امير اسمعيل عامری همه شب عصر با كالسكه دو اسبه روی اين اين ديوار تفريح داشته و یک دور گرد قلعه میگشته و دختر شاهرخ افشار زوجهاش كنار دست او نشسته بوده است. بعد از آن امير عامری همهجا علیه قوای اقا محمدخان قيام نموده و از اردستان تا حدود يزد و كرمان و استرآباد و طبس سواران او مامور جمعآوری ماليات و عشور جنگی با حق المراتع بودهاند.
امير عامری تا سال 1222 در آن سامان فری داشته و در اين سال به دستئر فتحعليشاه قوائی به سركردگی امير اسمعيل دامغانی از راه كوير جندق شبيخون زده و به او تاختند و اين سردار شبانه با دختر شاهرخ پياده يا سواره راه خراسان را در پيش گرفته و از طريق استرآباد به قوای عباس ميرزا پيوسته ودر آنجا فتوحاتی كرده و با وساطت نايب السلطنه مورد عفو خاقان قرار گرفته است. در زمان آقا محمدخان و فتحعليشاه به بقايای اين خانواده مجال عرض وجودی داده نشد ولی شعبه ديگری از اعراب عامری كه در مزدآباد و دههای نزدیک سكونت داشتند رئيسی داشتند ابوطالب نام كه میكوشيد پسر خود محمدتقی را به دستگاه دولت قاجار نزدیک سازد و برای او لقب خانی بگيرد. محمدتقی خان كه بر بازمانده قبيله عامری اردستان رياست يافت دو پسر داشت. پسر ارشدش محمدعلی را با يكی از نبيرههای محمدحسين خان نامزد كرد ولی اين پسر به دسيسهای در مزداباد به قتل رسيد و پسر ديگر او مصطفی قليخان جای برادر در اين مواصلت گرفت. مصطفی قليخان مردی دانا و فعال و با اراده و سياستمدار بود و در دوره سلطنت ناصرالدين شاه از تقرب به دستگاه پادشاهی مسامحه نمیورزيد. بدينترتيب مدت سی سال از دروازه قم تا دروازه شهر را در اختيار خود گرفته بود و به نام قرسورانی مالک الرقاب مردم منطقه بود. ثروت فراوانی اندوخت و از كاشان تا يزد رقبات فراوانی را به دست آورد و برای اينكه مردم محلی را خاموش نگهداد و در هر قصبه و روستا و دهی با یکی از كدخدايان و روسا و علمای متنفذ مرتبط بود.
مصطفی قليخان به ياری همسر خود (كه از احفاد ميرزاعلی بیک و محمداسماعيل خان اولين خانهای قبيله عامری بودند)، زنی دانا و مدبر بود به تامين اين پيشرفتها موفق گرديد و به لقب سهام السلطنه و منصب سرتيپی جماره سواران عرب عامری مفتخر شد. پسران او ثروت فراوانی از پدر به ارث بردند و بعد از مرگ پدر او را در نجف اشرف به خاک سپردند و یکی از پسران او به نام ميرزا حسين خان (ملقب به سهام السطنه عرب) جانشين پدرش شد كه او نيز دارای دو پسر بود به نامهای ابراهيم خليل خان عامری و اميراسداله خان عامری و همسر او به نام خانم معزالسلطنه كه با مظفرالدين شاه قاجار رفت و آمد زيادی داشتهاند و خانه تاريخی عامریها در مالكيت معزالسلطنه بوده كه اين خانه توسط مادر معزالسلطنه به داماد و دخترش هبه شده است. بعد از مرگ ميرزا حسين خان او را در حرم مطهر حضرت معصومه س در پای ضريح به خاک سپردند و راهداری منطقه كاشان به دست پسر بزرگش ابراهيــم خليل خان افتاد. ايشان نيز مانند ديگر اجداد خود مردی مقتدر و باجذبه بوده است و همينطور حامی مردمان فقير و درمانده و در وصف خوبی و خيرخواهی اين مرد سخنها گفتهاند. ابراهيم خليل خان دارای یک همسر به نام طومان و سه فرزند دختر به نامهای ايراندخت، پرويندخت و خورشيدكلاه بوده است. ابراهيم خليل خان عامری در سال 1324 ه.ش. از كاشان به تهران عزيمت كرده و بعد از سه سال در ســوم اردیبهشت سال 1327 در خانه شخصی خود در دروازه شميران دار فانی را وداع كرده و او را در مقبره شخصی نور در قم (مقابل حرم حضرت معصومه س) به خاک سپردند.
منبع: بروشور میراث فرهنگی کاشان
موضوعات مرتبط: مكانهای دیدنی ايران و جهان [ یکشنبه ۲۸ دی ۱۳۹۳ ] [ 10:53 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||