خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

 

اعتراف

 

بى‌اعتمادزيستن

اين‌سان به آفتاب

بى‌اعتمادزيستن

اين‌سان به خاک و آب

بى‌اعتمادزيستن

اين‌سان به هرچه هست

از آن همه شقايق بالند در سحر

تا اين همه درخت گل كاغذين

كه رنگ

بر گونهشان دويده و

بگرفته جاى شرم

بى‌اعتمادزيستن

اين‌سان به چشم و دست در كوچه‌اى كه پاكى ياران راه را

تنها

در لحظه‌ای گلوله‌ای سربى

در اوج خشم

تصديق مى‌توان كرد

آن هم

با قطره‌هاى اشكى در گوشه‌هاى چشم

 


موضوعات مرتبط: ادبی
[ پنجشنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۱ ] [ 20:30 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.