خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی


حسد، غيبت، سخن‌چينی؛ سه خصلت مذمت‌شده‌ای که هيچ‌وقت تا آخرالزّمان دست از سر اين انسان خاکی برنمی‌دارد. با ذات اين سه خصلت آشنا هستيد، که در اينجا چيزی در موردشان نمی‌گويم. من هم مثل شما چيزهايی شنيده و کم‌وبيش در موردشان می‌دانستم. تا اينکه خيلی اتفاقی، به يک کتاب در اين زمينه برخوردم که با مطالعه آن حالم دگرگون شد. پسرم عقيده داشت که آن را نخوانم، چون حجت بر من تمام می‌شود، ولی ديگر دير شده بود و من با مطالعه آن کتاب، پی به عمق ماجرا بردم. اينکه تا چه حد، همه چيز را شوخی گرفته‌ايم. اصلا به عاقبتش، کاری ندارم ولی می‌خواهم بگويم بدون اينکه متوجه بشیم هرکس که به يکی از اين خصلت‌ها مبتلا بشه به بيماری بدی گرفتار شده، حتی از سرطان بدتر. ذره‌ذره تمام وجودش را می‌خوره و ازبين‌می‌بره.

قرآن ما رو از غیبت، تجسس، تهمت زدن و نظایر آن‌ها، منع کرده و باید از آن‌ها پرهیز کنیم. وقتی موفق به این کار نمی‌شیم، معنیش اینه که کاملا متوجه منظور نشده‌ایم. یه روز رعایت می‌کنیم و صدها روز دیگه نه. کم‌کم عیب‌های دیگری هم بهمون اضافه میشه. مثل پرخاشگری، کینه و حسادت، که دیگه باید از خودمون قطع امید کنیم. چون سنِ زیاد و مشکلات عدیده، کمک کرده تا روزبه‌روز بدتر بشیم. خوش به حال کسی که بتونه خیلی زود متوجه بشه و پیشگیری قبل از درمان کنه.



حسادت از غيبت هم بدتره. شخص مبتلا از درون می‌سوزه. هرکس خودش می‌دونه که چطور آدمیه و از کدام‌يک از اين بيماری‌ها رنج می‌بره. درون کتاب، طرز درمان را نوشته بود که تهذيب نفس بود. در مورد غيبت، هميشه يک سوال برايم مطرحه، ما با درمان خود از اين سم مهلک نجات يافتيم ولی زمان‌هايی است که ديگران با اذيت‌ها و آزار خود، باعث می‌شوند که با غيبت کردن او حرص خود را خالی کنيم. ما نمی‌خواهيم غيبت کنيم. او باعث اين‌کار شده با اين مسأله چه بايد کرد؟ (کظم غيظ) خيلی سخته، اما، وقتی به سختی آن دنیا فکر کنيم، ديگه راحت مي‌شیم. متأسفانه به بيماری جسم بيشتر بها می‌دهيم تا روح. درحالی‌که، نمی‌دانيم اگر از روح سالمی برخوردار باشيم، جسم ما هم کمتر دچار بيماری می‌شود. مثلا، وقتی کمتر عصبی باشيم با سردرد راحت‌تر کنار می‌آییم و يا هر بيماری ديگه.

بايد از خداوند کمک بگيريم و تلاش کنيم برای بهبودی روحمان تا بتوانيم راحت‌تر زندگی کنيم. پیامبر اکرم ص فرمودند: حسد نیکی‌ها را می‌خورد، چنان‌که آتش هیزم را. کاش می‌دانستيم که هيچ چيزی ارزش ناراضی کردن خداوند را ندارد. آن هم با اين عمرهای کوتاه و روزگاری که با اين سرعت، در حال گذر است. از حضرت نوح ع که 950 سال عمر کردند، پرسيدند که روزگارتان چه مقدار گذشت؟ از جايی که نشسته بودند به مکانی ديگر رفتند و گفتند به همين اندازه. وای به حال ما. هر کار می‌کنيم، به‌خاطر هيچ است و به همان يک ذره شادی کاذب دلخوشيم و به هر کاری تن می‌دهيم.












موضوعات مرتبط: دل‌نوشته، فرهنگی
[ پنجشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۱ ] [ 11:17 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.