خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی


وقتی صبح رفتم خرید، دیدم همه جا شلوغه و مردم بسیار عصبانی هستند. متوجه شدم بحث بر سر گرون شدن بنزینه. گویا همون موقع اعلام کرده‌اند. مردم بدحوری به هم ریخته بودند. هرکس چیزی می‌گفت و ناراحتی‌هاشون به اوج خودش رسیده بود. شوخی نبود مسأله خیلی جدی در حال وقوع بود. در پی آن، مجموعه اعتراضات مردمی و ضدحکومتی در سراسر ایران عمدتا در محلات کارگری و فقیرنشین شهری متمرکز، آغاز شد که در ابتدا مسالمت‌آمیز بود، ولی بعد با حضور گسترده نیروهای مردم و پیوستن شهرهای کوچک و بزرگ به اعتراضات، جو خشونت‌آمیز امنیتی شدیدی به وجود آمد و در ادامه، قطع سراسری اینترنت و شبکه موبایل را به همراه داشت. قطعی اینترنت به‌مدت ۱۰ روز، آسیب‌های به‌نسبت شدیدی را به کسب‌وکارهای اینترنتی و اقتصاد دیجیتال تحمیل کرد که عملا امنیت سرمایه‌گذاری در این بخش‌ها را با تردید مواجه ساخت. افزایش 200 درصدی قیمت بنزین، گرانی‌ها را به اوج خودش رساند و تظاهرات، بالا و بالاتر گرفت که منجر به قریب به 1500 کشته و بیش از 8000 بازداشتی شد. بسیار وضعیت وحشتناکی در جامعه ایجاد شده که معلوم نیست، عاقبت چه خواهد شد.


آقای احمد شاملو یادت گرامی به خاطر اندیشه بلندت دوستت داشتم.

ممنون بابت اینچنین ارج‌گذاردن به زنان وطنم. شما همواره اسطوره می‌مانی.


شما که عشقِتان زندگی‌ست
شما که خشمِتان مرگ است،

شما که تابانده‌اید در یأسِ آسمان‌ها
امیدِ ستارگان را

شما که به وجود آورده‌اید سالیان را
قرون را

و مردانی زاده‌اید که نوشته‌اند بر چوبه‌ی دارها
یادگارها
و تاریخِ بزرگِ آینده را با امید
در بطنِ کوچکِ خود پرورده‌اید

و شما که پرورده‌اید فتح را
در زهدانِ شکست،



شما که برقِ ستاره‌ی عشقید
در ظلمتِ بی‌حرارتِ قلب‌ها
شما که سوزانده‌اید جرقه‌ی بوسه را
بر خاکسترِ تشنه‌ی لب‌ها
و به ما آموخته‌اید تحمل و قدرت را در شکنجه‌ها
و در تعب‌ها

و پاهای آبله‌گون
با کفش‌های گران
در جُستجوی عشقِ شما می‌کند عبور
بر راه‌های دور

و در اندیشه‌ی شماست
مردی که زورق‌اش را می‌راند
بر آبِ دوردست

شما که عشقِتان زندگی‌ست
شما که خشمِتان مرگ است!



شما که زیبایید تا مردان
زیبایی را بستایند

و هر مرد که به راهی می‌شتابد
جادوییِ نوشخندی از شماست

و هر مرد در آزادگیِ خویش
به زنجیرِ زرینِ عشقی‌ست پای‌بست

شما که عشقِتان زندگی‌ست
شما که خشمِتان مرگ است!



شما که روحِ زندگی هستید
و زندگی بی شما اجاقی‌ست خاموش،

شما که نغمه‌یِ آغوشِ روحِتان
در گوشِ جانِ مرد فرح‌زاست،

شما که در سفرِ پُرهراسِ زندگی، مردان را
در آغوشِ خویش آرامش بخشیده‌اید
و شما را پرستیده است هر مردِ خودپرست، ــ

عشقِتان را به ما دهید
شما که عشقِتان زندگی‌ست!
و خشمِتان را به دشمنانِ ما
شما که خشمِتان مرگ است!


احمد شاملو



موضوعات مرتبط: اجتماعی، خاطره
[ سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸ ] [ 19:4 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.