|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
تفاوت بین خودشیفتگی و خودشیفتگی پاتولوژیک (بهعنوان بیماری) چیست؟ خودشیفتگی پاتولوژیک یا اختلال شخصیت خودشیفتگی نادر است و حدود ۱ درصد از جمعیت را تحتتاثیر قرار میدهد. این شیوع از زمانیکه پزشکان آن را مورد مطالعه قرار دادهاند، تغییر نکرده است. این اختلال هنگامی ظاهر میشود که این صفات عملکرد روزانه فرد را مختل کند. اختلال شخصیت خودشیفتگی که بهطور معمول منجر به ایجاد ناسازگاری در روابط میشود، به دلیل عدم همدلی در فرد دارای خودشیفتگی پاتولوژیک بهوجود میآید. همچنین ممکنست بهعنوان یک تناقض که توسط بزرگنمایی و جلبتوجه تحریک میشو نیز بروز کند. فرد خودشیفته پاتولوژیک با دیدن خود بهعنوان شخص برتر، طبیعتا همه افراد را فرومایه تلقی میکند و ممکنست عدم توافق یا اختلافنظر را تحمل نکند.
آیا خودشیفتگان میدانند که دارای خودشیفتگی هستند؟ اگر مایلید بدانید که آیا یک نفر خودشیفته است، یا نه، بهترست فقط از آنها سؤال کنید. بهطورکلی فرض بر اینست که مردم یا متوجه نیستند که خودشیفته هستند، یا آن را انکار نمیکنند تا از به چالش کشیدن هویت خود جلوگیری کنند. اما در تحقیقاتی که با استفاده از مقیاسی که به آن خودشیفتگی یک موردی میگویند انجام شد، افرادی که به سؤال "آیا شما خودشیفته هستید؟" پاسخ مثبت دادند، به مراتب نمره بیشتری از دیگران در پرسشنامه خودشیفتگی ۴۰ سوالی کسب کردهاند.
آیا خودشیفتگی مزایایی هم دارد؟ تحقیقات در این موضوع نسبتا زیاد است، اما در مراحل اولیه مزایایی از قبیل افزایش قوای ذهنی (عملکرد خوب در شرایط استرس زیاد) و عملکرد بهتر در مدرسه و حرفه کاری را پیدا کرده است. احساس خود-ارزشمندی زیاد همچنین ممکنست فرد را نسبت به دیگران با انگیزهتر و جسورتر کند. تحقیقات دیگر خودشیفتگی را با شیوع پایینتر افسردگی مرتبط کرده است.
آیا رئیس من دچار خودشیفتگی است؟ رئیس خودشیفته پیشرفت روبهجلو را به کنار آمدن و همکاری ترجیح میدهد. این بدان معناست که آنها غالبا همکاری نمیکنند، متکبر و اهل جروبحث هستند و به طرز کوتهفکرانهای بر برندهشدن متمرکز میشوند. کارفرمایان خودشیفته تمرکز خود را برای موفقیت و کسب اعتمادبهنفس گذاشته و تمام کسانی که وفاداری از خود نشان نمیدهند را محکوم میکنند. این طرز فکرها و مانند آنها نشان میدهد که ممکنست با یک رئیس خودشیفته سر و کار داشته باشید.
چگونه میتوانیم خودشیفتگی را کنترل کنیم؟ کنکاش در رابطه با این صفت، میتواند بسیار ناامیدکننده و پریشانکننده باشد. افراد خودشیفته در تلاش خود برای کنترل کردن و کسب تحسین، ممکنست به دلیل خودشیفتگی آسیبپذیر به دیگران آسیب رسانده و از آنها سوء استفاده کنند. به عزت نفس آنها آسیب برسانند و حتی احساسشان در رابطه با واقعیت را تغییر دهند. بحث و گفتگو با افراد خودشیفته درباره عملکرد آنها معمولا بیثمر است. راه حل موفقتر اینست که حد و مرزهایی تعیین کنید و از نظر عاطفی از آنها فاصله بگیرید. توجه کنید که شما ممکنست نتوانید احساسات خود نسبت به یک فرد را کنترل کنید، اما میتوانید نحوه پاسخگویی به آنها را تحت کنترل خود در بیاورید. قطع رابطه با یک فرد خودشیفته، اعضای خانواده یا رئیس اگر تنها راه حل موجود نباشد، ممکنست درنهایت بهترین راه حل محسوب شود. در این فرآیند تأمل در مورد خصوصیات اینگونه افراد مفید است تا کسی در آینده در حالات مشابه درگیر نشود.
راهکارهای برخورد با فرد دارای خودشیفتگی چیست؟ هنگامیکه یک فرد خودشیفته میدان را به دست میگیرد، از میان همه راهکارها داشتن آگاهی از اینکه چه موقع احساس خستگی میکنید، این رفتار از کجا ناشی میشود و خودداری از ازدستدادن هدف خودتان، راه حلهای کلیدی هستند. محققانی که خودشیفتگان را آسیبپذیر یا خودبزرگبین طبقهبندی میکنند، معتقدند که اتخاد رویکردهای خاص برای هر نوع ضروری است.
چگونه میتوانم با یک رئیس که خودشیفتگی دارد، برخورد کنم؟ انتظارات خود را مدیریت کنید، موفقیتهایتان را با رئیس خود هماهنگ کنید، مرزها را تعیین کنید و سعی نکنید استدلال و توجیه کنید یا خود را برای کسی توضیح دهید. این نکات و سایر تکنیکها میتوانند به شما کمک کنند با یک فرد خودشیفته در محل کار سازگار شوید.
آیا خودشیفتگی، رهبران موفقی میسازد؟ خودشیفتگان تمایل زیادی به قدرت، توجه و تأیید شدن دارند و ممکنست همین ویژگی، آنها را در تبلیغات مدیریت شرکت یا رهبری سیاسی بهرهمند کند. بااینحال، هر وقت مسئولیتی را بهعهده داشته باشند، ممکنست بیشتر از پیشبرد اهداف یک سازمان و عدم همدلی آنها، بر ارتقاء خود و سرکوب مخالفان متمرکز شوند.
خودشیفتگی در روابط تمایل به خودشیفتگی برای تحریک تحسین و ستایش، بهخصوص از طرف شرکایی که بهطور بالقوه عاشق هستند، اغلب آنها را جذاب و کاریزماتیک میکند، صفاتی که میتواند به سرعت یک عاشقانه را از بین ببرد. اما کمبود ذاتی همدلی آنها ممکنست مانع از درک دنیای درونی شریک زندگی و ایجاد رابطه طولانیمدت شود. برای افرادی که دارای اختلال شخصیت خودشیفتگی هستند، تقریبا غیرممکن است که عاشق شوند و رابطهای صادقانه و عادلانه برقرار کنند. چنین فردی ممکنست قوانین سختگیرانهای را در یک رابطه وضع کند و از میان سایر رفتارهای آزاردهنده، یک شریک جدید از دوستان و خانواده برگزیند.
چرا خودشیفتگی در نگاه اول تصورات خوبی ایجاد می کند؟ تحقیقات نشان میدهد که افراد ممکنست در ابتدا به سمت خودشیفتگان کشیده شوند، زیرا به نظر میرسد عزت نفس قویتری نسبت به آنچه واقعا هستند دارند و این صفتی است که اغلب افراد آن را ارزشمند میدانند.
آیا فرد دارای خودشیفتگی میتواند عاشق شود؟ ممکنست خودشیفتگان در مراحل اولیه دوستیابی شور و جذابیت خوبی از خود نشان دهند، اما برای اکثر آنها روابط نوعی معامله است. آنها توجه کردن و رضایت جنسی را برای تقویت عزت نفس و اعتمادبهنفس خود بهکار میگیرند. هدف آنها اینست که از لذتهایی واهی لذت ببرند. اغلب خودشیفتگان علاقه خود نسبت به رابطه را از دست میدهند، زیرا انتظارشان از میزان صمیمیت بیشتر میشود یا احساس میکنند بر چالش تضمین یک رابطه فائق آمدهاند.
آیا خودشیفتگی روابط بیشتری بههمراه دارد؟ از یک دیدگاه تکاملی، این تئوری وجود دارد که حداقل در عرصه جفتیابی، ممکنست خودشیفتگی یک عملکرد سازگارانه باشد: افزایش موفقیت در جفتیابی کوتاهمدت. تحقیقات متقابل فرهنگی نشان داده خودشیفتگان تمایل به داشتن سطح بالاتری از رابطه اجتماعی-جنسی دارند. آنها بیشتر به روابط کوتاهمدت علاقهمند هستند و بیشتر به دنبال شرکایی میگردند که درحالحاضر در روابط متعهدانهای باشند.
تفاوت خودخواهی و خودشیفتگی در یک رابطه چیست؟ اختلال شخصیت خودشیفتگی نسبتا نادر بوده و تعداد افرادی که صرفا خودخواه هستند، بسیار بیشتر است. تفاوت در اینست که آیا این اشخاص بهصورت دورهای خودمحور یا بهطور مداوم فاقد همدلی هستند.
موضوعات مرتبط: علمی [ دوشنبه ۸ شهریور ۱۳۸۹ ] [ 17:37 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||