|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
تصميم گرفتم اگر خدا بخواهد به حج بروم. شروع كردم به انجامدادن كارهاى مقدماتى آن. چند ماه حسابی مشغول بودم و هيجان ناشى از رفتن به چنين سفرى دست از سرم برنمىداشت. خلاصه یک هفته مانده به روز مقرر، همه كارهائى كه فكر مىكردم بايد انجام دهم به پايان رسيد و فقط مانده بود حلاليت گرفتن از دوستان و فاميل كه خبردار شديم، بهمون ويزا نميدن. چه حالى شدم فقط خدا میدونه و بس، آنقدر كلافه بودم كه حتى قدرت گريه كردن هم نداشتم. بعد از چند روز كه كمى آرام شدم قرآن را باز كردم اين آيه آمد.
وَ مَا لَهُمْ أَلَّا يُعَذِّبَهُمُ اللَّـهُ وَ هُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَ مَا كَانُوا أَوْلِيَاءَهُ إِنْ أَوْلِيَاؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ وَلَـٰكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ سوره انفال، آیه ٣٤
و آنها چه کردند که خدا عذابشان نکند؟! درصورتیکه راه مسجدالحرام را (به روی بندگان خدا) میبندند و آنها سرپرستان (شایسته تولیت) آن نیستند، سرپرستان آن به جز اهل تقوا نباشند، لیکن اکثر مردم آگاه نیستند.
اين آيه براى تسلى خاطر من خيلى عالى بود ولى اين بار واقعا با تمام وجود درک كردم که "تا او نخواهد، هيچكارى انجام نمیشود"، حتى اگر براى آن كار بسيار تلاش كرده باشيم. اميدوارم روزى مرا بطلبند تا عطشم براى ديدارشان فرونشيند. انجام دادن این فریضه الهی (حج)، بر همگان واجب است که برای یک بار هم که شده البته با داشتن استطاعت مالی در زندگی ایشان صورت گیرد. سفری که از ابتدا تا انتهایش همواره با سختی و مشقت همراه است. اما مشقتی که باطنش سرشار از لذت است. لذتی که نمیتوان آن را در جای دیگری تجربه کرد. برای دیدار و رسیدن به او باید از آسایش و آرامش خود بگذری تا زیبائیهایش را از نزدیک ببینی و حس کنی. در جائی قدم بزنی که میدانی روزی اولیاء خدا در آنجا بودهاند و فکر اینکه اگر لیاقتی باشد، تنها جائی است که شاید بتوانی امام زمانت را ملاقات کنی. چون حتما در آنجا حضور دارند و شاهد اعمال و رفتارت هستند. میگویند، تکتک زائران را خود طواف میدهند و مراقب آنها هستند. جایی که ۷۲ فرقه را میبینی و تا حدودی با آنها آشنا میشوی. باید اعمال را موبهمو به فرموده خداوند انجام دهی، که دغدغه درست به آخر رساندن آن، لحظهای دست از سرت برنمیدارد. خانهای را طواف میکنی که فرشتگان مقرب خدا هر روز به دور آن میچرخند. بیت المعمور یعنی خانه آباد. مکانی که خداوند در قرآن به آن قسم خورده در سوره طور آیه ۴. خانهای است چهارگوش، درست در برابر (محاذی) خانه کعبه در آسمان چهارم که مسجد فرشتگان است. به خاطر ازدحام، هفتاد هزار فرشته عابد، که هر روز در آن نماز میخوانند، تا قیامت نمیتوانند به آنجا بازگردند. این خانه از بهشت به زمین آورده شده و در محل کعبه نصب شده، اما هنگام طوفان نوح آن را به آسمان بردند، تا عبادتگاه فرشتگان باشد. پیامبر خدا وقتی به معراج رفتند در گذرشان از آنجا، حضرت ابراهیم ع را تکیه زده بر دیوار آن دیدند. در آنجا بود که فرشتگان با پیامبر نماز خواندند.
و بالاخره، آخرین روزها که فرامیرسد و تو گویا نمیدانی چه کردهای و به کجا رفتهای و انگار مانند یک رؤیا همه را در خواب بودهای. مشکلی که از آن به بعد پیش میآید، نگهداشتن نور حج تا آخر عمر است که به نظر من با وجود خلقیات ما انسانهای خطاپیشه بزرگترین مشکل است. به عقیده من، حج، قشنگترین اتفاقی است که در زندگی هرکس ممکنست پیش آید. باید بهطورکامل از لحظهلحظه آن، با مددگرفتن از او، کمال استفاده را کرد و بهره برد. با قبولی به درگاه حق و امید به دیدار دوباره.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، فرهنگی، مذهبی [ پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۹ ] [ 12:14 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||