خانه میناجون
آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی   خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی

 

 

وَ مِنْهُمْ أُمِّيُّونَ لا يَعْلَمُونَ الْکِتابَ إِلاَّ أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ يَظُنُّونَ

سوره بقره، آيه 78

و بعضی عوام یهود که خواندن و نوشتن هم ندانند، تورات را جز آمال باطل خود نپندارند و تنها پابست خیالات خام و بیهوده خویشند.

 

در تفسیر المیزان آمده: امّی کسی است که نمی‌خواند و نمی‌نویسد و تنها از مادرش تربیت گرفته است و امانیّ جمع امنیّه است که به‌معنای اکاذیب و اباطیل است. پس بنی‌اسرائیل دو گروهند یا باسواد مغرض که کتاب خدا را تحریف می‌کنند و یا بی‌سواد و نادان که مشتی خرافات را به‌عنوان کتاب آسمانی پذیرفته‌اند. (و ان هم الا یظنّون: و نیست بر آنان جز آنچه پنداشته‌اند)، یعنی آن‌ها از یهودیت جز ظنّ و گمان چیزی ندارند و آرزو می‌کنند با این عقیده از عذاب برهند و گمان می‌کنند آن‌ها تنها گروهی هستند که خدا آن‌ها را می‌آمرزد و آن‌ها قوم برگزیده هستند.

مردى به امام صادق ع، عرض کرد با اینکه عوام یهود اطلاعى از کتاب آسمانى خود جز از طریق علمایشان نداشتند، چگونه خداوند آن‌ها را نسبت به تقلید از علما و پذیرش از آنان مذمت مى‌کند؟! (اشاره به آیات موردبحث است) آیا عوام یهود با عوام ما که از علماى خود تقلید مى‌کنند تفاوت دارند؟ امام فرمود: بین عوام ما و عوام یهود از یک جهت فرق و از یک‌جهت مساوات است، از آن جهت که مساوى هستند، خداوند عوام ما را نیز مذمت کرده، همان‌گونه که عوام یهود را نکوهش فرموده. اما از آن جهت که با هم تفاوت دارند، اینست که عوام یهود از وضع علماى خود آگاه بودند، مى‌دانستند آن‌ها صریحا دروغ مى‌گویند، حرام و رشوه مى‌خورند و احکام خدا را تغییر مى‌دهند، آن‌ها با فطرت خود این حقیقت را دریافته بودند که چنین اشخاصى فاسقند و جایز نیست، سخنان آن‌ها را درباره خدا و احکام او بپذیرند، و سزاوار نیست شهادت آن‌ها را درباره پیامبران قبول کنند، به این دلیل، خداوند آن‌ها را نکوهش کرده است (ولى عوام ما پیرو چنین علمائى نیستند).

 

 

اگر عوام ما از علماى خود، فسق آشکار و تعصب شدید و حرص بر دنیا و اموال حرام ببینند، هرکس از آن‌ها پیروى کند، مثل یهود است که خداوند آنان را به‌خاطر پیروى از علماى فاسق نکوهش کرده است، «اما دانشمندانى که پاکى روح خود را حفظ کنند، و دین خود را نگه‌دارند، مخالف هوى‌وهوس و مطیع فرمان مولاى خویش باشند، عوام مى‌توانند از آن‌ها پیروى کنند ...». روشن است این حدیث اشاره به تقلید تعبدى در احکام نمى‌کند، بلکه منظور، پیروى‌کردن از راهنمائى دانشمندان براى به‌دست‌آوردن علم و یقین در اصول دین است؛ زیرا حدیث در مورد شناخت پیامبر سخن مى‌گوید که مسلما از اصول دین است و تقلید تعبدى در آن جایز نیست.

 


موضوعات مرتبط: مذهبی، کتاب
[ جمعه ۲۸ مرداد ۱۳۹۰ ] [ 19:24 ] [ مینا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.