|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
صبح کردم در پناه خدا و در پناه ملائکه. خوببودن، سخت نیست. باید مرتبا با قلبت زندگی کنی، ببینی هرچی اون میگه درسته و هرچی غیر از او، غلط. یعنی خودت باشی و خودت، خدا هم که همیشه در قلب ماست. مصداق آیه ۲۴ سوره مبارکه انفال که خداوند بین شخص و قلبش حائل است. پس اگر بخواهیم او هم کمکمان کند و بنا به گفته خودشان خیلی خوب، هدایتمان میکند. اما، بدبودن، خیلی سخت است، ولی بعضیها فکر میکنند، سادهتر است. نه، برای بدبودن، زحمتِ زیاد کشیدن و دائما آسمان و ریسمان بافتن میخواهد. چون فکرت همیشه مشغول بافتنها، گره کور زدنها، بکن و نکنهایی است که وقتی متوجه میشوی، میبینی بودن و نبودنشان یک جور است و هیچ کاری برای زندگی تو انجام نداده. خب اگر کسی توی این حال و هوا باشه، هر چی بگی براش فرقی نمیکنه. به قول مردم آدمی است که خودش را به خواب زده، هر کاری کنی از خواب بیدار نمیشه یعنی اصلا خواب نیست که بیدار بشه. گاهی اگر با کمی فکرکردن میشه به نتیجه رسید و راه را انتخاب کرد. دروغ نگفتن، تجسّس نکردن و جز محبت، کاری به کار کسی نداشتن ...، کافیه که تبدیل بشی به یک آدم خوب و بدون نقص. بعد به اندازه یک ذره کوچک نه بیشتر، از همان ترسی که ائمه داشتند از روز جزا (با آن همه عظمتشان آنقدر از خدا خوف داشتند) داشته باشی. حالا من میگم یک ذره، نه به اندازه آنها. اونوقت اگر آن ترس را چاشنی بقیه کارهایی که گفتم بکنید میدانید چه میشود؟ دیگه نیازی به اینهمه جلسههای جورواجو رفتن و خطابههای دور و دراز گوش کردن و خودمون رو به زحمت انداختن برای رفتن به اونجاها نداریم. باز هم میگم فقط با یک ذره ترس، بهخاطر روزی که بدون بروبرگرد آن را خواهیم چشید، دنیا بهشت میشه باور کنید.
اَستَغفِرُاللهَ الَّذی لا اِلهَ اِلّا هُوَ الحَیُّ القَیُّومُ و اَتوبُ اِلَیهِ. طلب آمرزش میکنم از خدایی که نیست معبودی جز او، زنده و پایدار است و به سوی او بازمیگردم.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی [ دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۹ ] [ 0:48 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||