|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
قديمىها مىگفتند بسيار سفر بايد، تا پخته شود خامى. سخن جالبيه. تازه وقتى به سفر مىرويم به عمق اين گفته بیشتر پى مىبريم. در سفر، دقت و تجربه زياد میشود و آدم به مسائلى توجه میكند كه تا به آن موقع، حتى بهش فكر هم نمیكرده. بايد در تصميمگيری و برنامهریزیها بسيار دقيق بود و درعينحال سرعت عمل داشت تا از لحظهلحظه اوقات، استفاده كامل برده شود، بهخصوص اگر سفرى علمى باشد. جالبترين بخش یک مسافرت، ارتباط با آدمهاست. مردمی که در جغرافیایی دیگر و گاهی با فرهنگ، مذهب و عرفی بسیار متفاوت زندگی میکنند و بیشتر اوقات، کشف شباهتهای خود با آنها جذابتر از یافتن تفاوتهاست. گاهی بهدلیل عدم اطلاع از برخی عادتها و یا خلقیاتشان دچار اشتباهات و یا قضاوتهایی میشویم که همین، خود منشأ آموزشی جدید میشود.
احترام به قوانین، بهنوعی هیجانانگیز است. اما در سفر به شهرهای جدید، گاهی مجبوریم در زمانی بسیار کوتاه به یادگیری و عمل به قوانین، عادت کنیم. سختیهای طی مسیر و جابهجاشدن زمانبندی امور روزمره زندگی، رنجش و آزردگیهایی بههمراه دارد که همه این موارد در کل، ظرفیت وجودی آدم را بالامیبرد. درمجموع، مسافرت به زندگی، معنای ویژهای میبخشد. دیدگاه انسان را نسبت به مسائلی که با آنها در زندگی برخورد دارد، وسیعتر و کاملتر میکند و همین امر، باعث پختهترشدن فکر و ذهن انسان شده و آدمهایی کارآزموده و باتجربه میسازد که در تصمیمگیریها موفقتر و عاقلانهتر رفتار خواهند کرد. درنتیجه، فرد میتواند زندگی بهتری را برای خود رقم بزند.
نقل از دخترم شیما
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی [ پنجشنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۱ ] [ 20:35 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||