|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
فكر نكنم هيچجاى دنيا مثل كشور من، تا اينحد، آدمها متفاوت و غيرقابل پيشبينى باشن. آخه اينجا برعكس جاهاى ديگه است. بهجاى اينكه سرشون تو كار خودشون باشه به همديگه كار دارن و حركات و رفتارها رو كنترل ميكنن، تا یک ايرادى از توش دربيارن. غيرممكنه حرفى بزنى كه بىجواب بمونه و انتقادى ازت نشه. هروقت ساكت باشى، محاله نگن بابا چقدر ساكتى! یک حرفى بزن، چيزى بگو و وقتى شروع كنى به صحبتكردن ميگن خدابهدور، چانهات را تخممرغ بستى؟!
از مريضیهات بگى، فورى ميگن چقدر ناله میكنى، (قسمت جالب قضيه آنجاست كه نمیتونن از خودشون بگن، چون بيمار نيستن. ميگن برو شكر كن فلانى و فلانى نشنيدى كه چه بدحالن)، از سلامتى و خوشیهات بگى یک نفس عميقى میكشن و میگن خوشبهحالت كه اينقدر راحتى. اگه از سختىهاى زندگيت براشون حرف بزنى ميگن اى واى! باز شروع كرد به ناله، نمیدونى ما چى میكشيم، اگه از داراییهات بگى میگن بازم برو شكر خدا را بكن كه دستت به دهنت میرسه. ما كه هميشه درگيريم. اگه از نداشتههايت بگى، میگن، اون زمانیكه خوبوخوش بودى برامون چيزى میگفتى؟ اگر ازدواج كرده باشى، دست بر قضا موفق باشى و بچههاى خوبى داشته باشى، میگن خدا برات ساخته، و اگه بچههاى آرامى نداشته باشى، میگن تو زندگى چكار میكردى چرا براى بهتر تربيتشدنشان كارى نكردى؟! ...
البته بعد از دريافت هر جواب از سمت مقابل، كلى هم دستورالعمل و نصيحت میشنوى و مضافا اينكه اگر از سختیهاى روزگار، حرفى بزنى بدتر از تو آنها تجربه تلخ داشتهاند و صدالبته براى لحظهاى هم خوشى به خود، نديدهاند كه من بهخاطر كوتاهشدن حرفم از ذكر آنها پوزش میطلبم. من كه به اين نتيجه رسيدهام، هرچه ساكتتر بهتر، لااقل فقط یک ايراد از تو باقى میماند. چون حتى كوچكترين حرفى پيامدهاى بدى را برايت به ارمغان مىآورد.
موضوعات مرتبط: دلنوشته، اجتماعی [ دوشنبه ۶ آذر ۱۳۹۱ ] [ 10:28 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||