|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
منظومهها
پس اينها همه اسمش زندگى است دلتنگىها، دلخموشىها، ثانيهها، دقيقهها حتى اگر تعدادشان به دو برابر آن رقمى که برايت نوشتهام برسد ما زندهايم چون بيداريم ما زندهايم چون مىخوابيم و رستگار و سعادتمنديم زيرا هنوز بر گستره ويرانههاى وجودمان پانشينى براى گنجشک عشق باقى گذاشتهايم خوشبختيم زيرا هنوز صبحهامان آذين ملکوتى بانگ خروسهاست سروها مبلغين بىمنت سرسبزىاند و شقايقها پيامآوران آيههاى سرخ عطر و آتش برگچههاى پياز ترانههاى طراوتند و فکر من واقعا فکر کن که چه هولناک مىشد اگر از ميان آواها بانگ خروس را برمىداشتند و همينطور ريگها و ماه و منظومهها ما نيز بايد دوست بداريم ... آرى بايد زيرا دوست داشتن خال با روح ماست
موضوعات مرتبط: ادبی [ پنجشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۸ ] [ 11:59 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||