|
خانه میناجون آنقدر لطافت در زمین هست که به آن روز و شب رکوع کنی خشم را بسپری به آب روان و با کمی مهر سد جوع کنی
| ||
|
دیدگاه ملاصدرای شیرازی، پیرامون عرفان شیعی ملاصدرای شیرازی بر این باور بود که مذهب شیعه دو وجه دارد؛ وجه ظاهری، یعنی همان شریعت و احکام دینی، و وجه باطنی، که همان درونمایه و حقیقت مذهب شیعه است و ملاصدرا آن را عرفان شیعی مینامید. او برای رستگاری انسان، هم شریعت و پایبندی به فرایض دین را لازم میشمرد و هم سیر و سلوک عرفانی برای رسیدن به حقیقت مذهب شیعه را ضروری میدانست. این درحالی بود که بیشتر دانشمندان قشری اصفهان، دید خوبی نسبت به عرفان نداشتند. ایشان بر این باور بودند که بسیاری از عارفان، به احکام دین اسلام پایبند نیستند و عمل به فرایض دینی را برای رسیدن به رستگاری لازم نمیبینند.
یکی از دلایل تبعید ملاصدرا از اصفهان همین باور بود. ملاصدرا اگرچه به عرفان باور داشت، اما کوتاهی از احکام و واجبات دین را به بهانه سیر و سلوک عرفانی رد میکرد. با دانشمندان قشری نیز بهدلیل ستیز با عرفان شیعی مخالف بود. همچنین با برخی از صوفیان که عمل به واجبات دینی را ضروری نمیدانستند، مخالف بود. البته برخی معتقدند ملاصدرا با ادغام فلسفه و عرفان ناخواسته راه را برای بستهشدن مسیر فلسفهورزی در جهان اسلام فراهم کرد.
دیدگاه ملاصدرای شیرازی پیرامون تقلید ملاصدرا در طول زندگی علمیاش، دیدگاههای گوناگونی را پیرامون مسأله تقلید عنوان کرده است. گاهی آن را با شروطی پذیرفته و گاه بهکلی آن را مردود شمرده است (مانند نوشتار او در کتاب المشاعر). شاید بهسبب مخالفت برخی علمای اصفهان با او و به این دلیل که ایشان را برای راهنمایی مردم، واجد شرایط نمیدانسته است. میتوان چنین گفت که ملاصدرا بر این باور بوده که فراگیری دانش از جمله فقه، حدیث و تفسیر و نیز سلوک در عرفان شیعی بر همه مسلمانان واجب عینی است، نه واجب کفایی، و هر مسلمان باید با فراگیری این دانشها به درجه اجتهاد برسد و اگر گروهی از مسلمانان بنا به دلایلی پذیرفتنی به این درجه دست نیافتند، آنگاه میتوانند از مجتهد تقلید کنند، به شرط آنکه تقلید ایشان آگاهانه بوده و واجدبودن مجتهد نیز بر ایشان آشکار شده باشد.
دیدگاه ملاصدرای شیرازی، پیرامون قضا و قدر ملاصدرای شیرازی به قضا و قدر الهی باور داشت و در «رسالة فیمسئلة القضاءِ و القدر» آن را توضیح داده است. قضا، در کلام اسلامی، بهمعنای حکم خدا (از دیدگاه سرچشمه، منشاء و پیدایش موجودات) و قدر بهمعنای اندازه، و تعیین اندازه، منزلت یا جایگاه کسی یا چیزی است. ملاصدرا بر این باور بود که قضا قابل تغییر نیست. زیرا حکم خداوند تغییر نمیکند. اما، قدر یا سرنوشت، قابل تغییر است. زیرا در گرو اعمال انسان است. انسان میتواند با نیکوکاری به رستگاری برسد یا با زشتکاری، بدبختی خویش را رقم بزند و در این مورد مختار است. ملاصدرا با پیرپرستی مخالف بود و اگر او را صاحب کرامات مینامیدند، نمیپذیرفت.
دیدگاه ملاصدرای شیرازی، پیرامون احوال روز قيامت هنگامى كه زمين، سنگين و اثقال خود را بيرون انداخت و ديگر هيچ خزينهاى در آن باقى نماند به جانب ظلمت و تاريكى سوق داده مىشود (و حملت الارض و الجبال فدكتا دكة واحدة) (الحاقة آیه 14). صدرالمتألّهين با درنظرداشتن تفسير بالا نوشته است: "هنگامى كه نورالانوار از پسِ پردههاى جلال چهره قيّومىاش پديدار گشت و همه كثرات نابود شدند، موانع برطرف و جنبه فاعلى اشياء نمودار شد، همه استعدادها به فعليّت رسيد، حركات به اهداف خويش نايل آمدند، حقايق جهان از پرده غيب بروز كردند، مواد و امكانات به مجالى ظهور آمدند، در اين هنگام هر صاحب اصل و ريشهاى به اصل ريشه خاستگاه و مبدأ خود بازمىگردد، هر ناقصى به كمال خود مىرسد و همه به خداى خواهند رسيد: (و لله ميراث السماوات و الارض) (آل عمران آیه 180) و (ألا الى الله تصير الامور) (حديد آیه 10). و هيچكس جز به اذن پروردگار، مالک چيزى نيست (لمن الملک اليوم لله الواحد القهار) (غافر آیه 16). در اين هنگام است كه هر فعل به فاعل خود رسيده و هر نوع به اصل خود بازگشته است."
دیدگاه ملاصدرای شیرازی، پیرامون حکمت متعالیه مکتب ملاصدرا که حکمت متعالیه نامیده میشود، بر اصل «وجود» و تمایز آن از «ماهیت» استوار است. پیش از ملاصدرا، فیلسوفان قادر به فهم تفاوت این دو نبودند. اما، ملاصدرا مرز این دو مفهوم را بهخوبی روشن نمود. بنا بر دیدگاه او، بدیهیترین مسأله جهان، مسأله وجود یا هستی است که ما با علم حضوری و دریافت درونی خود آن را درک کرده و نیازی به اثبات آن نداریم. اما ماهیت، آن چیزی است که سبب گوناگونی و تکثر پدیدهها میشود و به هر وجود، قالبی ویژه میبخشد. همه پدیدههای جهان در یک اصل مشترکند که همان «وجود» نام دارد و وجود، یگانه است. زیرا از هستیبخش (یعنی خداوند یگانه) سرچشمه گرفته، اما ویژگیهای هریک از این پدیدهها از تفاوت میان ذات و ماهیت آنها حکایت دارد. برابر این دیدگاه، اصل بر وجود اشیاء است و ماهیت معلول وجود بهشمارمیآید.
ملاصدرا در مخالفت با استادش میرداماد که خود پیرو سهروردی بود، مدعی شد که «وجود»، امری حقیقی است و ماهیت، امری اعتباری. صدرا درباره حرکت نیز نظریه جدیدی عرضه کرد که به حرکت جوهری مشهور است. تا قبل از آن تمامی فلاسفه مسلمان معتقد به وجود حرکت در مقولات نهگانه عرض بودند و حرکت را در جوهر محال میدانستند. اما، صدرا معتقد به حرکت در جوهر نیز بود و موفق شد چهار جریان فکری یعنی کلام، عرفان، فلسفه افلاطون و فلسفه ارسطو را در یک نقطه گرد آورد و نظام فلسفی جدید و مستقلی بهوجود آورد.
منبع: ویکیپدیا
موضوعات مرتبط: مشاهیر، مذهبی، ادبی [ پنجشنبه ۲۱ بهمن ۱۳۹۵ ] [ 9:5 ] [ مینا ]
|
||
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||